tithing

[ایالات متحده]/ˈtaɪθɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtaɪðɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مالیاتی به میزان یک دهم درآمد؛ یک دهم چیزی که به عنوان مشارکت پرداخت می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

tithing practice

عمل عشر

tithing amount

مبلغ عشر

tithing donation

اهدای عشر

tithing principles

اصول عشر

tithing guidelines

دستورالعمل‌های عشر

tithing commitment

تعهد عشر

tithing rewards

پاداش عشر

tithing benefits

مزایای عشر

tithing message

پیام عشر

tithing support

حمایت از عشر

جملات نمونه

tithing is an important practice in many religions.

ده دادن یک عمل مهم در بسیاری از ادیان است.

many people believe that tithing brings blessings.

بسیاری از مردم معتقدند که ده دادن برکت به ارمغان می آورد.

she started tithing regularly to support her church.

او شروع به ده دادن منظم برای حمایت از کلیسای خود کرد.

tithing can be a way to show gratitude.

ده دادن می تواند راهی برای نشان دادن قدردانی باشد.

some communities encourage tithing as a financial discipline.

برخی از جوامع ده دادن را به عنوان یک نظم مالی تشویق می کنند.

tithing helps fund community projects and outreach.

ده دادن به تأمین بودجه پروژه ها و برنامه های outreach جامعه کمک می کند.

he decided to increase his tithing this year.

او تصمیم گرفت امسال میزان ده دادن خود را افزایش دهد.

tithing can vary in percentage depending on personal beliefs.

میزان ده دادن می تواند بسته به اعتقادات شخصی متفاوت باشد.

many charities rely on tithing for their funding.

بسیاری از سازمان های خیریه برای تأمین بودجه خود به ده دادن متکی هستند.

she learned about tithing from her grandmother.

او درباره ده دادن از مادربزرگش یاد گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید