toadied

[ایالات متحده]/ˈtəʊdɪd/
[بریتانیا]/ˈtoʊdɪd/

ترجمه

v. برای چاپلوسی یا جلب توجه کسی

عبارات و ترکیب‌ها

toadied up

چشمهای خود را ریز کرد

toadied to

برای... چاقو شد

toadied around

چپاندن

toadied excessively

به شدت چسباندن

toadied for favors

برای منت چسباندن

toadied to authority

برای قدرت چسباندن

toadied to power

برای قدرت چسباندن

toadied in silence

در سکوت چسباندن

toadied for attention

برای جلب توجه چسباندن

جملات نمونه

he toadied to the boss to get a promotion.

او برای گرفتن ترفیع به رئیس چاپاند.

she toadied to her wealthy friends for favors.

او برای گرفتن خواسته از دوستان ثروتمند خود چاپاند.

many politicians toadied to the influential lobbyists.

بسیاری از سیاستمداران برای کسب منفعت از لابیگران قدرتمند چاپاندند.

she toadied to the critics hoping for a good review.

او برای گرفتن یک نقد خوب به منتقدان چاپاند.

toadying to authority figures can be detrimental.

چاپاندن برای مقامات می تواند مضر باشد.

his toadying behavior made him unpopular among peers.

رفتار چاپاندنش باعث شد که بین همکاران محبوب نباشد.

she was criticized for toadying to her superiors.

او به خاطر چاپاندن برای مافوق هایش مورد انتقاد قرار گرفت.

toadying can often backfire in the workplace.

چاپاندن اغلب می تواند در محیط کار به ضرر شما تمام شود.

he learned that toadying doesn't earn real respect.

او متوجه شد که چاپاندن احترام واقعی را به دست نمی آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید