toed

[ایالات متحده]/təʊd/
[بریتانیا]/toʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن انگشتان پا; ناخن کرده به صورت اریب
v. گذشته و ماضی نقلی از انگشت پا; به صورت زاویه دار ناخن کردن; با انگشتان پا لگد زدن

عبارات و ترکیب‌ها

toed shoes

کفش‌های با پنجه بسته

toed socks

جوراب‌های با پنجه بسته

toed sandals

صندل‌های با پنجه بسته

toed boots

نیم‌بوت‌های با پنجه بسته

toed gloves

دستکش‌های با پنجه بسته

toed slippers

دمپایی‌های با پنجه بسته

toed footwear

کفش‌های با پنجه بسته

toed design

طراحی با پنجه بسته

toed style

سبک با پنجه بسته

toed fashion

مد با پنجه بسته

جملات نمونه

he has a toed foot that makes it hard for him to find shoes.

او یک پای با پنجه دارد که پیدا کردن کفش برایش را دشوار می کند.

she noticed the toed pattern on the fabric was quite unique.

او متوجه الگوی پنجه دار روی پارچه شد که بسیار منحصر به فرد بود.

the athlete showed off his toed shoes during the competition.

ورزشکار کفش های پنجه دار خود را در طول مسابقه به نمایش گذاشت.

they designed a new model of toed sandals for summer.

آنها یک مدل جدید صندل پنجه دار برای تابستان طراحی کردند.

his toed socks kept his feet warm in the winter.

جوراب های پنجه دار او پاهای او را در زمستان گرم نگه داشت.

the toed lizard is known for its climbing abilities.

مارمولک پنجه دار به توانایی های صعودی خود معروف است.

she prefers to wear toed shoes for better balance.

او ترجیح می دهد برای حفظ تعادل بهتر کفش های پنجه دار بپوشد.

his toed movement in dance was very graceful.

حرکات پنجه دار او در رقص بسیار دلنشین بود.

the artist painted a toed figure in his latest work.

هنرمند یک چهره پنجه دار را در آخرین اثر خود نقاشی کرد.

she admired the toed design of the new athletic shoes.

او طراحی پنجه دار کفش های ورزشی جدید را تحسین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید