stepping up
گام برداشتن
stepping stone
سنگ پله
stepping out
خروج
stepping forward
قدم برداشتن به جلو
stepping down
کناره گیری
stepping lightly
قدم زدن به آرامی
stepping on
روی پا گذاشتن
stepping into
وارد شدن
stepping motor
موتور پلهای
stepping into a life of ease.
قدم گذاشتن در یک زندگی راحت.
stepping down the electric power.
کاهش قدرت الکتریکی.
He avoided stepping on the crack in the sidewalk.
او از پا گذاشتن روی ترک پیاده رو خودداری کرد.
She looked on the governorship as a stepping-stone to the presidency.
او مقام فرمانداری را به عنوان یک پله برای رسیدن به ریاست جمهوری میدید.
Are good grades a stepping-stone to college?
آیا نمرات خوب یک گام به سمت دانشگاه هستند؟
stepping inside, I quickly assayed the clientele.
با ورود به داخل، من به سرعت مشتریان را ارزیابی کردم.
a passenger stepping from the jaws of a car ferry.
یک مسافر که از چنگال یک کشتی باری خارج میشود.
he was stepping out with a redheaded waitress.
او با یک گارسون با موهای قرمز بیرون میرفت.
the school championships are a stepping stone to international competition.
مسابقات مدرسه یک گام به سمت رقابت بین المللی هستند.
He looked on the governorship as a stepping-stone to the presidency.
او مقام فرمانداری را به عنوان یک پله برای رسیدن به ریاست جمهوری میدید.
He is always stepping on other people.
او همیشه روی دیگران پا می گذارد.
It's difficult to avoid stepping on her sensitive feelings.
اجتناب از پا گذاشتن روی احساسات حساس او دشوار است.
He safely negotiated the slippery stepping-stones.
او با موفقیت از سنگهای لغزنده عبور کرد.
Many people use education as a stepping-stone to a better life.
بسیاری از مردم از تحصیلات به عنوان یک گام به سمت زندگی بهتر استفاده می کنند.
she enjoyed the outing, stepping out manfully.
او از این تفریح لذت برد و با شجاعت بیرون رفت.
US environmental groups had been stepping up their attack on GATT.
گروههای زیستمحیطی ایالات متحده حملات خود به گات را افزایش داده بودند.
I apologized to her for stepping on her foot.
من از اینکه روی پای او پا گذاشتم به او عذرخواهی کردم.
She's really stepping out these days, isn't she?
او این روزها واقعاً در حال بیرون رفتن است، اینطور نیست؟
I hear she's been stepping out almost every weekend.
شنیدم که او تقریباً هر آخر هفته بیرون رفته است.
On the night of Apr.1st,the first cathedra about stepping into Hua Wei was held in the Advance building auditoria of Hunan University.
در شب اول آوریل، اولین صندلی در مورد ورود به Hua Wei در تالار ساختمان Advance دانشگاه هونان برگزار شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید