tollgate

[ایالات متحده]/ˈtɒlɡeɪt/
[بریتانیا]/ˈtoʊlɡeɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ورودی یا خروجی که در آن عوارض جمع‌آوری می‌شود؛ یک ایست بازرسی برای جمع‌آوری مالیات عبور
Word Forms
جمعtollgates

عبارات و ترکیب‌ها

tollgate fee

عوارض

tollgate booth

کابین عوارضی

tollgate operator

اپراتور عوارضی

tollgate payment

پرداخت عوارض

tollgate sign

تابلو عوارضی

tollgate road

جاده عوارضی

tollgate system

سیستم عوارضی

tollgate lane

مسیر عوارضی

tollgate access

دسترسی به عوارضی

tollgate charges

هزینه های عوارضی

جملات نمونه

the tollgate was busy during the holiday weekend.

در طول آخر هفته تعطیلات، ایستگاه عوارضی شلوغ بود.

we stopped at the tollgate to pay the fee.

ما برای پرداخت هزینه در ایستگاه عوارضی توقف کردیم.

make sure to keep some change for the tollgate.

مطمئن شوید مقداری سکه برای ایستگاه عوارضی دارید.

the tollgate system helps maintain the roads.

سیستم ایستگاه عوارضی به حفظ جاده ها کمک می کند.

drivers should slow down when approaching the tollgate.

رانندگان باید هنگام نزدیک شدن به ایستگاه عوارضی سرعت خود را کم کنند.

there was a long line at the tollgate this morning.

امروز صبح صف طولانی در ایستگاه عوارضی وجود داشت.

she forgot to collect the receipt at the tollgate.

او فراموش کرد رسید را در ایستگاه عوارضی جمع کند.

the tollgate fees vary depending on the vehicle type.

هزینه های ایستگاه عوارضی بسته به نوع وسیله نقلیه متفاوت است.

he was frustrated by the delays at the tollgate.

او از تاخیر در ایستگاه عوارضی ناامید شده بود.

using a transponder can speed up the tollgate process.

استفاده از یک تله متری می تواند فرآیند ایستگاه عوارضی را سریعتر کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید