| جمع | tollgates |
tollgate fee
عوارض
tollgate booth
کابین عوارضی
tollgate operator
اپراتور عوارضی
tollgate payment
پرداخت عوارض
tollgate sign
تابلو عوارضی
tollgate road
جاده عوارضی
tollgate system
سیستم عوارضی
tollgate lane
مسیر عوارضی
tollgate access
دسترسی به عوارضی
tollgate charges
هزینه های عوارضی
the tollgate was busy during the holiday weekend.
در طول آخر هفته تعطیلات، ایستگاه عوارضی شلوغ بود.
we stopped at the tollgate to pay the fee.
ما برای پرداخت هزینه در ایستگاه عوارضی توقف کردیم.
make sure to keep some change for the tollgate.
مطمئن شوید مقداری سکه برای ایستگاه عوارضی دارید.
the tollgate system helps maintain the roads.
سیستم ایستگاه عوارضی به حفظ جاده ها کمک می کند.
drivers should slow down when approaching the tollgate.
رانندگان باید هنگام نزدیک شدن به ایستگاه عوارضی سرعت خود را کم کنند.
there was a long line at the tollgate this morning.
امروز صبح صف طولانی در ایستگاه عوارضی وجود داشت.
she forgot to collect the receipt at the tollgate.
او فراموش کرد رسید را در ایستگاه عوارضی جمع کند.
the tollgate fees vary depending on the vehicle type.
هزینه های ایستگاه عوارضی بسته به نوع وسیله نقلیه متفاوت است.
he was frustrated by the delays at the tollgate.
او از تاخیر در ایستگاه عوارضی ناامید شده بود.
using a transponder can speed up the tollgate process.
استفاده از یک تله متری می تواند فرآیند ایستگاه عوارضی را سریعتر کند.
tollgate fee
عوارض
tollgate booth
کابین عوارضی
tollgate operator
اپراتور عوارضی
tollgate payment
پرداخت عوارض
tollgate sign
تابلو عوارضی
tollgate road
جاده عوارضی
tollgate system
سیستم عوارضی
tollgate lane
مسیر عوارضی
tollgate access
دسترسی به عوارضی
tollgate charges
هزینه های عوارضی
the tollgate was busy during the holiday weekend.
در طول آخر هفته تعطیلات، ایستگاه عوارضی شلوغ بود.
we stopped at the tollgate to pay the fee.
ما برای پرداخت هزینه در ایستگاه عوارضی توقف کردیم.
make sure to keep some change for the tollgate.
مطمئن شوید مقداری سکه برای ایستگاه عوارضی دارید.
the tollgate system helps maintain the roads.
سیستم ایستگاه عوارضی به حفظ جاده ها کمک می کند.
drivers should slow down when approaching the tollgate.
رانندگان باید هنگام نزدیک شدن به ایستگاه عوارضی سرعت خود را کم کنند.
there was a long line at the tollgate this morning.
امروز صبح صف طولانی در ایستگاه عوارضی وجود داشت.
she forgot to collect the receipt at the tollgate.
او فراموش کرد رسید را در ایستگاه عوارضی جمع کند.
the tollgate fees vary depending on the vehicle type.
هزینه های ایستگاه عوارضی بسته به نوع وسیله نقلیه متفاوت است.
he was frustrated by the delays at the tollgate.
او از تاخیر در ایستگاه عوارضی ناامید شده بود.
using a transponder can speed up the tollgate process.
استفاده از یک تله متری می تواند فرآیند ایستگاه عوارضی را سریعتر کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید