tore

[ایالات متحده]/tɔː/
[بریتانیا]/tɔr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته tear

عبارات و ترکیب‌ها

tore apart

جدا کردن

tore down

تخریب کردن

tore off

شل کردن

tore up

خراب کردن

tore into

وارد شدن به

tore through

عبور کردن

tore away

دزدیدن

tore back

برگشتن

tore at

حمله کردن

جملات نمونه

he tore the letter into pieces.

او نامه را به قطعات پاره کرد.

she tore her dress while dancing.

او در حالی که می‌رقصید لباسش را پاره کرد.

the storm tore through the town.

طوفان از میان شهر گذشت.

they tore down the old building.

آنها ساختمان قدیمی را تخریب کردند.

he tore the page from the book.

او صفحه را از کتاب جدا کرد.

the dog tore the toy apart.

سگ اسباب‌بازی را از هم پاره کرد.

she tore her hair out of frustration.

او از سر ناامیدی موهایش را پاره کرد.

he tore his gaze away from the screen.

او نگاهش را از صفحه نمایش جدا کرد.

the team tore through the competition.

تیم با موفقیت از رقابت عبور کرد.

she tore up the contract in anger.

او به خشم قرارداد را پاره کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید