toucher

[ایالات متحده]/ˈtʌtʃə/
[بریتانیا]/ˈtʌtʃər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که لمس می‌کند؛ کسی که تماس را آغاز می‌کند
Word Forms
جمعtouchers

عبارات و ترکیب‌ها

soft toucher

لمس نرم

gentle toucher

لمس ملایم

light toucher

لمس سبک

skin toucher

لمس پوست

careful toucher

لمس مراقب

quick toucher

لمس سریع

delicate toucher

لمس لطیف

faint toucher

لمس ضعیف

playful toucher

لمس بازیگوشانه

constant toucher

لمس دائمی

جملات نمونه

he is a skilled toucher in the art of painting.

او یک متخصص ماهر در هنر نقاشی است.

the toucher of the fabric revealed its quality.

لمسنده پارچه کیفیت آن را نشان داد.

she has a gentle toucher when it comes to playing the piano.

وقتی صحبت از نواختن پیانو می شود، او یک لمسنده ملایم دارد.

the artist's toucher brought the sculpture to life.

لمسنده هنرمند مجسمه را زنده کرد.

his toucher can be felt in every note of the music.

می‌توان لمسنده او را در هر نت موسیقی احساس کرد.

a good toucher knows how to evoke emotions.

یک لمسنده خوب می‌داند چگونه احساسات را برانگیزد.

the toucher of the leaves reminded her of summer.

لمسنده برگ‌ها او را به یاد تابستان انداخت.

he is known for his delicate toucher in floral arrangements.

او به خاطر لمسنده ظریفش در چیدمان گل شناخته شده است.

the toucher of the cold water was refreshing.

لمسنده آب سرد دلپذیر بود.

her toucher in the kitchen makes every dish delicious.

لمسنده او در آشپزخانه باعث می‌شود هر غذایی خوشمزه باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید