tousling

[ایالات متحده]/ˈtaʊzlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtaʊzlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نامنظم کردن (به ویژه موها)؛ به طور خشن رفتار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

tousling hair

درهم ریختن مو

tousling dog

درهم ریختن موی سگ

tousling children

درهم ریختن موی کودکان

tousling blanket

درهم ریختن پتو

tousling feathers

درهم ریختن پرها

tousling curls

درهم ریختن حلقه های مو

tousling fur

درهم ریختن پوست

tousling grass

درهم ریختن چمن

tousling leaves

درهم ریختن برگها

tousling toys

درهم ریختن اسباب بازی

جملات نمونه

he was tousling his hair after waking up.

او بعد از بیدار شدن، موهایش را بهم می‌ریخت.

the dog loves to tousle with the kids in the yard.

سگ عاشق بازی و بهم ریختن با بچه‌ها در حیاط است.

she playfully tousled his shirt before the photo.

او قبل از عکس، به طور بازیگانه پیراهنش را بهم ریخت.

the coach tousled the players' hair after the victory.

مربی بعد از پیروزی، موهای بازیکنان را بهم ریخت.

he tousled the papers on his desk in frustration.

او به دلیل ناامیدی، کاغذهای روی میزش را بهم ریخت.

she tousled her little brother's hair affectionately.

او با محبت، موهای برادر کوچکش را بهم ریخت.

the wind tousled her dress as she walked.

همانطور که او راه می‌رفت، باد لباسش را بهم ریخت.

after playing outside, the children had tousled hair.

بعد از بازی بیرون، بچه‌ها موهای بهم ریخته‌ای داشتند.

he tousled his beard while thinking about the problem.

او در حالی که به مشکل فکر می‌کرد، ریش خود را بهم ریخت.

the cat tousled the blanket while playing.

گربه در حین بازی، پتو را بهم ریخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید