toying with
بازی با
toying around
بازی کردن
toying ideas
بازی با ایده ها
toying thoughts
بازی با افکار
toying emotions
بازی با احساسات
toying fate
بازی با سرنوشت
toying time
بازی با زمان
toying dreams
بازی با رویاها
toying chance
بازی با شانس
toying possibilities
بازی با احتمالات
he was toying with the idea of moving to a new city.
او در حال بازی با این ایده بود که به یک شهر جدید نقل مکان کند.
she spent the afternoon toying with her new camera.
او بعد از ظهر را با دوربین جدیدش بازی کرد.
the children were toying with their toys in the living room.
کودکان در حال بازی با اسباببازیهایشان در اتاق نشیمن بودند.
he couldn't stop toying with his pen during the meeting.
او نتوانست در طول جلسه دست از بازی با قلمش بردارد.
she was toying with the idea of starting her own business.
او در حال بازی با این ایده بود که کسب و کار خود را راه اندازی کند.
the cat was toying with a mouse it had caught.
گربه با موشی که گرفته بود بازی میکرد.
he was toying with the notion of quitting his job.
او در حال بازی با این ایده بود که شغلش را ترک کند.
they were toying with the plan to travel around the world.
آنها در حال بازی با طرح سفر در سراسر جهان بودند.
she enjoys toying with different hairstyles.
او از بازی کردن با مدلهای موی مختلف لذت میبرد.
the dog was toying with a stick in the park.
سگ در پارک با یک چوب بازی میکرد.
toying with
بازی با
toying around
بازی کردن
toying ideas
بازی با ایده ها
toying thoughts
بازی با افکار
toying emotions
بازی با احساسات
toying fate
بازی با سرنوشت
toying time
بازی با زمان
toying dreams
بازی با رویاها
toying chance
بازی با شانس
toying possibilities
بازی با احتمالات
he was toying with the idea of moving to a new city.
او در حال بازی با این ایده بود که به یک شهر جدید نقل مکان کند.
she spent the afternoon toying with her new camera.
او بعد از ظهر را با دوربین جدیدش بازی کرد.
the children were toying with their toys in the living room.
کودکان در حال بازی با اسباببازیهایشان در اتاق نشیمن بودند.
he couldn't stop toying with his pen during the meeting.
او نتوانست در طول جلسه دست از بازی با قلمش بردارد.
she was toying with the idea of starting her own business.
او در حال بازی با این ایده بود که کسب و کار خود را راه اندازی کند.
the cat was toying with a mouse it had caught.
گربه با موشی که گرفته بود بازی میکرد.
he was toying with the notion of quitting his job.
او در حال بازی با این ایده بود که شغلش را ترک کند.
they were toying with the plan to travel around the world.
آنها در حال بازی با طرح سفر در سراسر جهان بودند.
she enjoys toying with different hairstyles.
او از بازی کردن با مدلهای موی مختلف لذت میبرد.
the dog was toying with a stick in the park.
سگ در پارک با یک چوب بازی میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید