traduce

[ایالات متحده]/trəˈdjuːs/
[بریتانیا]/trəˈduːs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. افترا زدن; بدنام کردن; خیانت کردن

جملات نمونه

ce li traduce anche in cinese.

ce li traduce anche in cinese.

It is not easy to traduce his character.

ترجمه شخصیت او آسان نیست.

aspersion, calumny, defame, denigrate, discredit, libel, malign, slander, slur, stigmatise, traduce, vilify.

توهین، افترا، بدنام کردن، تحقیر، بی‌اعتبار کردن، افتراپراکنی، بدگویی، تهمت، لکه، انگ زدن، بدنام کردن، تحقیر کردن.

نمونه‌های واقعی

But, as I've said, I was angry about the way my father's memory was being traduced.

اما همانطور که گفتم، از نحوه تحریف خاطره پدرم عصبانی بودم.

منبع: NPR News April 2016 Collection

He interrupted, contradicted and traduced Joe Biden, and sometimes also the moderator, Chris Wallace of Fox News.

او جو بایدن را قطع کرد، متناقض کرد و تحریف کرد، و گاهی اوقات، مجری، کریس والاس از فاکس نیوز را نیز تحریف کرد.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید