tramper

[ایالات متحده]/ˈtræmpə(r)/
[بریتانیا]/ˈtræmpər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که با گام سنگین پیاده می‌رود یا چراغ می‌کشد؛ یک کشتی چراغ‌زن؛ یک کشتی باری که در مسیرها و زمان‌های غیر منظم کار می‌کند.
شکل‌های واژه
جمعtrampers

عبارات و ترکیب‌ها

happy tramper

پیاده‌روی خوشحال

tramper's boots

جوراب‌های پیاده‌رو

trampers' shelter

پناهگاه پیاده‌روان

tramper's path

راه پیاده‌رو

trampers' hut

خانه پیاده‌روان

جملات نمونه

the heavy tramper's boots left deep prints in the mud.

کفش‌های گردشگر سنگین چاک‌های عمیقی در خاک رس گذاشت.

a weary tramper rested by the roadside.

یک گردشگر خسته در کنار جاده استراحت کرد.

the lone tramper walked through the dark forest.

گردشگر تنها از طریق جنگل تاریک پیاده روی کرد.

experienced trampers know how to navigate the wilderness.

گردشگران تجربه‌دار می‌دانند که چگونه در طبیعت گم شده راهنمایی کنند.

we heard the noisy tramper approaching from the valley.

ما گردشگر سرگسپtid را از دشت نزدیک شنیدیم.

the young tramper carried a heavy backpack.

گردشگر جوان یک کیف پشتی سنگین حمل می‌کرد.

a group of trampers set out at dawn.

گروهی از گردشگران در آغاز روز حرکت کردند.

the tramper's path was difficult and steep.

مسیر گردشگر دشوار و شیب‌دار بود.

each tramper must be prepared for changing weather.

هر گردشگر باید برای تغییرات آب و هوا آماده باشد.

the old tramper shared stories of his adventures.

گردشگر باسنگین داستان‌های ماجراهای خود را به اشتراک گذاشت.

we followed the tramper's footprints through the snow.

ما اثر پای گردشگر را از طریق برف دنبال کردیم.

the professional tramper led the expedition.

گردشگر حرفه‌ای این کاوش را رهبری کرد.

the tramper's journal documented the entire journey.

دفترچه گردشگر تمام سفر را ثبت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید