transects

[ایالات متحده]/trænˈsɛkts/
[بریتانیا]/trænˈsɛkts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور متقاطع بریدن یا تقسیم کردن به بخش‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

sample transects

نمونه‌های خطی

transects analysis

تجزیه و تحلیل خطوط

transects survey

بررسی خطوط

transects method

روش خطوط

transects design

طراحی خطوط

transects data

اطلاعات خطوط

transects sampling

نمونه‌گیری خطوط

transects layout

چیدمان خطوط

transects mapping

نقشه برداری خطوط

transects approach

رویکرد خطوط

جملات نمونه

researchers often use transects to study vegetation patterns.

محققان اغلب از خطوط عرضی برای مطالعه الگوهای پوشش گیاهی استفاده می‌کنند.

we set up transects across the forest to collect data.

ما خطوط عرضی را در سراسر جنگل برای جمع‌آوری داده‌ها ایجاد کردیم.

transects help in assessing the biodiversity of an area.

خطوط عرضی به ارزیابی تنوع زیستی یک منطقه کمک می‌کنند.

by analyzing transects, we can understand ecosystem changes.

با تجزیه و تحلیل خطوط عرضی، می‌توانیم تغییرات اکوسیستم را درک کنیم.

we walked along the transects to observe wildlife.

ما در امتداد خطوط عرضی قدم زدیم تا حیات وحش را مشاهده کنیم.

transects were used to measure soil erosion in the area.

از خطوط عرضی برای اندازه‌گیری فرسایش خاک در این منطقه استفاده شد.

scientists often mark transects for long-term ecological studies.

دانشمندان اغلب خطوط عرضی را برای مطالعات طولانی مدت اکولوژیکی علامت‌گذاری می‌کنند.

using transects allows for systematic sampling of species.

استفاده از خطوط عرضی امکان نمونه‌برداری سیستماتیک گونه‌ها را فراهم می‌کند.

transects can be oriented in different directions for analysis.

می‌توان خطوط عرضی را برای تجزیه و تحلیل در جهات مختلف قرار داد.

we recorded the species found along the transects.

ما گونه‌هایی را که در امتداد خطوط عرضی یافتیم، ثبت کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید