triages

[ایالات متحده]/ˈtriːɑːʒɪz/
[بریتانیا]/ˈtriːɑːdʒɪz/

ترجمه

n. فرایند مرتب‌سازی و اولویت‌بندی بیماران بر اساس شدت وضعیت آن‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

medical triages

تریاژهای پزشکی

emergency triages

تریاژهای اورژانس

patient triages

تریاژهای بیمار

triages process

فرآیند تریژ

triages criteria

معیارهای تریژ

triages system

سیستم تریژ

triages protocols

پروتکل‌های تریژ

triages assessments

ارزیابی‌های تریژ

triages guidelines

دستورالعمل‌های تریژ

triages tools

ابزارهای تریژ

جملات نمونه

the nurse triages patients based on the severity of their conditions.

پرستار بیماران را بر اساس شدت وضعیت آنها غربالگری می‌کند.

in emergencies, the team quickly triages the injured.

در شرایط اضطراری، تیم به سرعت مجروحان را غربالگری می‌کند.

the doctor triages cases to ensure timely treatment.

پزشک موارد را غربالگری می‌کند تا از درمان به موقع اطمینان حاصل شود.

during the disaster, volunteers triaged supplies for distribution.

در طول فاجعه، داوطلبان مواد غذایی را برای توزیع غربالگری کردند.

effective triages can save lives in critical situations.

غربالگری‌های مؤثر می‌توانند در شرایط بحرانی جان انسان‌ها را نجات دهند.

she triages her tasks to focus on the most important ones first.

او وظایف خود را غربالگری می‌کند تا ابتدا روی مهم‌ترین آنها تمرکز کند.

he triages emails to manage his time effectively.

او ایمیل‌ها را غربالگری می‌کند تا زمان خود را به طور مؤثر مدیریت کند.

the software triages support tickets based on urgency.

نرم‌افزار بسته‌های پشتیبانی را بر اساس فوریت غربالگری می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید