medical triages
تریاژهای پزشکی
emergency triages
تریاژهای اورژانس
patient triages
تریاژهای بیمار
triages process
فرآیند تریژ
triages criteria
معیارهای تریژ
triages system
سیستم تریژ
triages protocols
پروتکلهای تریژ
triages assessments
ارزیابیهای تریژ
triages guidelines
دستورالعملهای تریژ
triages tools
ابزارهای تریژ
the nurse triages patients based on the severity of their conditions.
پرستار بیماران را بر اساس شدت وضعیت آنها غربالگری میکند.
in emergencies, the team quickly triages the injured.
در شرایط اضطراری، تیم به سرعت مجروحان را غربالگری میکند.
the doctor triages cases to ensure timely treatment.
پزشک موارد را غربالگری میکند تا از درمان به موقع اطمینان حاصل شود.
during the disaster, volunteers triaged supplies for distribution.
در طول فاجعه، داوطلبان مواد غذایی را برای توزیع غربالگری کردند.
effective triages can save lives in critical situations.
غربالگریهای مؤثر میتوانند در شرایط بحرانی جان انسانها را نجات دهند.
she triages her tasks to focus on the most important ones first.
او وظایف خود را غربالگری میکند تا ابتدا روی مهمترین آنها تمرکز کند.
he triages emails to manage his time effectively.
او ایمیلها را غربالگری میکند تا زمان خود را به طور مؤثر مدیریت کند.
the software triages support tickets based on urgency.
نرمافزار بستههای پشتیبانی را بر اساس فوریت غربالگری میکند.
medical triages
تریاژهای پزشکی
emergency triages
تریاژهای اورژانس
patient triages
تریاژهای بیمار
triages process
فرآیند تریژ
triages criteria
معیارهای تریژ
triages system
سیستم تریژ
triages protocols
پروتکلهای تریژ
triages assessments
ارزیابیهای تریژ
triages guidelines
دستورالعملهای تریژ
triages tools
ابزارهای تریژ
the nurse triages patients based on the severity of their conditions.
پرستار بیماران را بر اساس شدت وضعیت آنها غربالگری میکند.
in emergencies, the team quickly triages the injured.
در شرایط اضطراری، تیم به سرعت مجروحان را غربالگری میکند.
the doctor triages cases to ensure timely treatment.
پزشک موارد را غربالگری میکند تا از درمان به موقع اطمینان حاصل شود.
during the disaster, volunteers triaged supplies for distribution.
در طول فاجعه، داوطلبان مواد غذایی را برای توزیع غربالگری کردند.
effective triages can save lives in critical situations.
غربالگریهای مؤثر میتوانند در شرایط بحرانی جان انسانها را نجات دهند.
she triages her tasks to focus on the most important ones first.
او وظایف خود را غربالگری میکند تا ابتدا روی مهمترین آنها تمرکز کند.
he triages emails to manage his time effectively.
او ایمیلها را غربالگری میکند تا زمان خود را به طور مؤثر مدیریت کند.
the software triages support tickets based on urgency.
نرمافزار بستههای پشتیبانی را بر اساس فوریت غربالگری میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید