tribulation

[ایالات متحده]/ˌtrɪbjuˈleɪʃn/
[بریتانیا]/ˌtrɪbjuˈleɪʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رنج یا ناراحتی، به ویژه ناشی از ظلم یا آزار؛ حالت بزرگ مشکل یا رنج

عبارات و ترکیب‌ها

endure tribulation

تحمل رنج

face tribulation

مقابله با رنج

جملات نمونه

the tribulations of being a megastar.

مصیبت‌های تبدیل شدن به یک ستاره بزرگ

his time of tribulation was just beginning.

زمان سختی او تازه شروع شده بود.

the trials and tribulations of married life

آزمایش‌ها و مصیبت‌های زندگی مشترک

The film is about the trials and tribulations of adolescence.

فیلم درباره‌ی آزمایش‌ها و مصیبت‌های نوجوانی است.

the tribulations of the persecuted.See Synonyms at trial

رنج‌های مورد آزار و اذیت قرار گرفتهگان.برای یافتن مترادف‌ها به trial مراجعه کنید

Love in easiness is nice, love in trials and tribulations is magnific.

عشق در آسانی زیباست، عشق در سختی ها و مصیبت ها باشکوه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید