trice

[ایالات متحده]/traɪs/
[بریتانیا]/traɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. در یک چشم بر هم زدن; در یک لحظه; در یک آن
vt. با یک طناب بالا بردن; بالا بردن و بستن; معلق کردن
Word Forms
زمان گذشتهtriced
شکل سوم شخص مفردtrices
قسمت سوم فعلtriced
صفت یا فعل حال استمراریtricing
جمعtrices

عبارات و ترکیب‌ها

in a trice

در عرض چند لحظه

جملات نمونه

She finished the task in a trice.

او کار را در یک چشم بر هم زدن به پایان رساند.

He fixed the broken chair in a trice.

او صندلی شکسته را در یک چشم بر هم زدن تعمیر کرد.

The magician made the rabbit disappear in a trice.

جادوگر خرگوش را در یک چشم بر هم زدن ناپدید کرد.

The chef whipped up a delicious meal in a trice.

سرآشپز یک وعده غذایی خوشمزه را در یک چشم بر هم زدن تهیه کرد.

She tied her shoelaces in a trice.

او بند کفشش را در یک چشم بر هم زدن بست.

The salesperson closed the deal in a trice.

بازاریاب معامله را در یک چشم بر هم زدن بست.

He solved the puzzle in a trice.

او معما را در یک چشم بر هم زدن حل کرد.

The mechanic fixed the car's engine in a trice.

مکانیک موتور ماشین را در یک چشم بر هم زدن تعمیر کرد.

The nurse administered the injection in a trice.

پرستار آمپول را در یک چشم بر هم زدن تزریق کرد.

The tailor altered the dress in a trice.

خیاط لباس را در یک چشم بر هم زدن تغییر داد.

نمونه‌های واقعی

Buck was beset by three huskies, and in a trice his head and shoulders were ripped and slashed.

باك توسط سه هاوسكي مورد هجوم قرار گرفت و در عرض چند لحظه سر و شانه‌هایش پاره و خراشیده شد.

منبع: The Call of the Wild

In a trice Poirot jumped to his feet.

در عرض چند لحظه پوآرو از جا برخاست.

منبع: Murder at the golf course

Cap'n Bill produced the biscuit and the creature ate it in a trice.

کاپتن بیل بیسکویت را بیرون آورد و آن موجود در عرض چند لحظه آن را خورد.

منبع: Scarecrow

In a trice I saw myself with beautiful raven-black hair and the temptation was irresistible.

در عرض چند لحظه خودم را با موهای سیاه و زیبا دیدم و وسوسه غیرقابل مقاومت بود.

منبع: Anne of Green Gables (Original Version)

Carter has done with you or nearly so; I’ll make you decent in a trice.

كارتر با شما تمام کرده یا تقریباً همینطوره؛ من شما را در عرض چند لحظه درست خواهم کرد.

منبع: Jane Eyre (Original Version)

He broke off, stared hard at me, and in a trice stood smiling in his own despite.

او قطع کرد، با دقت به من خیره شد و در عرض چند لحظه با وجود خودش لبخند زد.

منبع: Amateur Thief Rafiz

I used to watch them in the kitchens and I could pick it up in a trice. - Why didn't you, then?

من قبلاً آنها را در آشپزخانه تماشا می‌کردم و می‌توانستم آن را در عرض چند لحظه یاد بگیرم. - چرا آن موقع این کار را نکردید؟

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 3

I used to watch them in the kitchens and I could pick it up in a trice.

من قبلاً آنها را در آشپزخانه تماشا می‌کردم و می‌توانستم آن را در عرض چند لحظه یاد بگیرم.

منبع: Downton Abbey Season 3

'Worm, come here, and help me to mount'. Worm stepped forward, and she was in the saddle in a trice.

'کرم، بیا اینجا و به من کمک کن تا سوار شوم'. کرم جلو آمد و او در عرض چند لحظه سوار شد.

منبع: A pair of blue eyes (Part 1)

He nodded, and brought her head round with a sharp stroke, and in a trice we were at the landing-stage again.

او سر تکان داد و با یک حرکت سریع سرش را به سمت او چرخاند و در عرض چند لحظه دوباره به سکوی فرود رسیدیم.

منبع: News from Wuyou Township (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید