tryalls

[ایالات متحده]/ˈtraɪɔːlz/
[بریتانیا]/ˈtraɪɔːlz/

ترجمه

n. آزمایش‌ها یا تجربیات برای تعیین ارزش چیزی؛ نمونه‌هایی از سختی یا ناراحتی

جملات نمونه

the clinical trials showed promising results for the new medicine.

آزمایش‌های بالینی نتایج وعده‌آور نشان دادند.

she faced many trials and tribulations before achieving success.

او قبل از دستیابی به موفقیت با بسیاری از آزمون‌ها و مشکلات مواجه شد.

the court trials began yesterday morning.

جلسات دادگاه دیروز صبح شروع شد.

he had to endure difficult trials to prove his innocence.

او باید آزمون‌های دشوار را تحمل کرد تا بی‌گناهی خود را ثابت کند.

the soldiers went through a trial by fire during training.

نیروی نظامی در دوره آموزشی از یک آزمون آتش‌آزمایی گذشت.

scientific trials require careful planning and execution.

آزمایش‌های علمی نیاز به برنامه‌ریزی و اجرای دقت‌آمیز دارند.

the company conducted several trials before launching the product.

شرکت قبل از راه‌اندازی محصول، چندین آزمایش انجام داد.

they overcame countless trials together as a team.

آن‌ها به عنوان یک تیم با هم بی‌شمار آزمون‌ها را غلبه کردند.

everyone deserves a fair trial in court.

همه افراد به یک دادرسی عادلانه در دادگاه حق دارند.

the medical trials lasted for over five years.

آزمایش‌های پزشکی بیش از پنج سال به طول انجامید.

multiple trials showed the treatment was effective.

چندین آزمایش نشان دادند درمان مؤثر بود.

she learned valuable lessons from her early trials.

او درس‌های ارزشمندی از آزمون‌های اولیه خود یاد گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید