tryout session
جلسه آزمایشی
tryout game
بازی آزمایشی
tryout period
دوره آزمایشی
tryout team
تیم آزمایشی
tryout results
نتایج آزمایشی
tryout process
فرآیند آزمایشی
tryout invitation
دعوت آزمایشی
tryout application
درخواست آزمایشی
tryout coach
مربی آزمایشی
tryout event
رویداد آزمایشی
she decided to sign up for the basketball tryout.
او تصمیم گرفت برای تست بسکتبال ثبت نام کند.
he was nervous before the theater tryout.
او قبل از تست تئاتر مضطرب بود.
the coach announced the results of the soccer tryout.
مربی نتایج تست فوتبال را اعلام کرد.
many students attended the swimming tryout last weekend.
بسیاری از دانش آموزان در آخر هفته گذشته در تست شنا شرکت کردند.
she impressed the judges at the dance tryout.
او داوران را در تست رقص تحت تاثیر قرار داد.
he practiced hard for the music tryout.
او برای تست موسیقی سخت تمرین کرد.
the tryout process can be very competitive.
فرآیند تست می تواند بسیار رقابتی باشد.
she received feedback after her acting tryout.
او پس از تست بازیگری خود بازخورد دریافت کرد.
they will hold a tryout for the new team next month.
آنها ماه آینده برای تیم جدید تست برگزار خواهند کرد.
preparing for the tryout took a lot of dedication.
آماده شدن برای تست نیاز به تعهد زیادی داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید