tsk tsk
tsk tsk
tsk noise
tsk noise
tsk tsking
tsk tsking
tsk sound
tsk sound
tsk at
tsk at
tsk disapproval
tsk disapproval
tsk gesture
tsk gesture
tsk expression
tsk expression
tsk reaction
tsk reaction
tsk remark
tsk remark
she tsked at the messy room.
او با حالتی از ناراحتی به اتاق نامرتب نگاه کرد.
he tsked disapprovingly when he saw the late submission.
وقتی دید که ارسال دیر شده، با حالتی از ناراحتی سر تکاند.
with a tsk, she pointed out the mistake.
با حالتی از ناراحتی، اشتباه را نشان داد.
he always tsked at my fashion choices.
او همیشه با حالتی از ناراحتی به انتخاب های من در مورد لباس نگاه می کرد.
the teacher tsked at the students for talking during class.
معلم به خاطر صحبت کردن در طول کلاس، با حالتی از ناراحتی به دانش آموزان نگاه کرد.
she let out a tsk when she saw the broken vase.
وقتی گلدان شکسته را دید، با حالتی از ناراحتی آهی کشید.
he tsked, shaking his head in disappointment.
با حالتی از ناراحتی سر تکان داد.
they tsked at the poor service at the restaurant.
آنها به دلیل خدمات ضعیف در رستوران، با حالتی از ناراحتی نگاه کردند.
she tsked, realizing she forgot the appointment.
با حالتی از ناراحتی، متوجه شد که قرار ملاقات را فراموش کرده است.
he tsked, annoyed by the loud music.
با حالتی از ناراحتی، از صدای بلند موسیقی آزرده شد.
tsk tsk
tsk tsk
tsk noise
tsk noise
tsk tsking
tsk tsking
tsk sound
tsk sound
tsk at
tsk at
tsk disapproval
tsk disapproval
tsk gesture
tsk gesture
tsk expression
tsk expression
tsk reaction
tsk reaction
tsk remark
tsk remark
she tsked at the messy room.
او با حالتی از ناراحتی به اتاق نامرتب نگاه کرد.
he tsked disapprovingly when he saw the late submission.
وقتی دید که ارسال دیر شده، با حالتی از ناراحتی سر تکاند.
with a tsk, she pointed out the mistake.
با حالتی از ناراحتی، اشتباه را نشان داد.
he always tsked at my fashion choices.
او همیشه با حالتی از ناراحتی به انتخاب های من در مورد لباس نگاه می کرد.
the teacher tsked at the students for talking during class.
معلم به خاطر صحبت کردن در طول کلاس، با حالتی از ناراحتی به دانش آموزان نگاه کرد.
she let out a tsk when she saw the broken vase.
وقتی گلدان شکسته را دید، با حالتی از ناراحتی آهی کشید.
he tsked, shaking his head in disappointment.
با حالتی از ناراحتی سر تکان داد.
they tsked at the poor service at the restaurant.
آنها به دلیل خدمات ضعیف در رستوران، با حالتی از ناراحتی نگاه کردند.
she tsked, realizing she forgot the appointment.
با حالتی از ناراحتی، متوجه شد که قرار ملاقات را فراموش کرده است.
he tsked, annoyed by the loud music.
با حالتی از ناراحتی، از صدای بلند موسیقی آزرده شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید