tsk

[ایالات متحده]/tɪsk/
[بریتانیا]/tɪsk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

int. برای ابراز نارضایتی، همدردی یا بی‌صبری؛ برای ایجاد صدای کلیک با زبان

عبارات و ترکیب‌ها

tsk tsk

tsk tsk

tsk noise

tsk noise

tsk tsking

tsk tsking

tsk sound

tsk sound

tsk at

tsk at

tsk disapproval

tsk disapproval

tsk gesture

tsk gesture

tsk expression

tsk expression

tsk reaction

tsk reaction

tsk remark

tsk remark

جملات نمونه

she tsked at the messy room.

او با حالتی از ناراحتی به اتاق نامرتب نگاه کرد.

he tsked disapprovingly when he saw the late submission.

وقتی دید که ارسال دیر شده، با حالتی از ناراحتی سر تکاند.

with a tsk, she pointed out the mistake.

با حالتی از ناراحتی، اشتباه را نشان داد.

he always tsked at my fashion choices.

او همیشه با حالتی از ناراحتی به انتخاب های من در مورد لباس نگاه می کرد.

the teacher tsked at the students for talking during class.

معلم به خاطر صحبت کردن در طول کلاس، با حالتی از ناراحتی به دانش آموزان نگاه کرد.

she let out a tsk when she saw the broken vase.

وقتی گلدان شکسته را دید، با حالتی از ناراحتی آهی کشید.

he tsked, shaking his head in disappointment.

با حالتی از ناراحتی سر تکان داد.

they tsked at the poor service at the restaurant.

آنها به دلیل خدمات ضعیف در رستوران، با حالتی از ناراحتی نگاه کردند.

she tsked, realizing she forgot the appointment.

با حالتی از ناراحتی، متوجه شد که قرار ملاقات را فراموش کرده است.

he tsked, annoyed by the loud music.

با حالتی از ناراحتی، از صدای بلند موسیقی آزرده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید