tumbrils

[ایالات متحده]//ˈtʌmbrəlz//
[بریتانیا]//ˈtʌmbrəlz//

ترجمه

n. دستگاه تپینگ؛ دستگاه کود دادن؛ دستگاه گوساله؛ دستگاه اعدام؛ دستگاه نظامی

عبارات و ترکیب‌ها

the tumbrils

تومبریل‌ها

revolutionary tumbrils

تومبریل‌های انقلابی

riding tumbrils

تومبریل‌های رانندگی

parisian tumbrils

تومبریل‌های پاریسی

tumbrils approaching

تومبریل‌های نزدیک می‌شوند

tumbrils arriving

تومبریل‌های وارد می‌شوند

loading tumbrils

تومبریل‌های بارگیری می‌شوند

empty tumbrils

تومبریل‌های خالی

tumbrils rolling

تومبریل‌های در حال حرکت

along tumbrils

روی تومبریل‌ها

جملات نمونه

the tumbrils rattled through the narrow streets of paris during the reign of terror.

تومبریل‌ها در طول دوران ترور در خیابان‌های تنگ پاریس لرزیده و حرکت می‌کردند.

historical accounts describe the tumbrils as crude wooden carts carrying condemned prisoners.

منابع تاریخی تومبریل‌ها را به عنوان عربات چوبی خامی که زندانی‌های محکوم را حمل می‌کردند، توصیف می‌کنند.

marie antoinette herself rode in a tumbril to the guillotine on that fateful day.

ماری آنتوانت در آن روز مهیب خودش در یک تومبریل به سوی گردن‌زن رفت.

the bumpy cobblestone roads made the tumbril journey especially torturous for the prisoners.

جاده‌های سنگ‌فرش تکه‌تکه باعث شدند که سفر در تومبریل برای زندانی‌ها به ویژه مکیف باشد.

witnesses recalled the eerie silence that surrounded the tumbrils as they proceeded to the place de la révolution.

گواهان سکوت عجیبی را که تومبریل‌ها را در حوالی خود داشتند وقتی به سمت میدان انقلاب حرکت می‌کردند، به یاد می‌آورند.

many tumbrils were painted red, symbolizing the blood that would soon be spilled.

بیشتر تومبریل‌ها به رنگ قرمز رنگ‌گذاری می‌شدند که نماد خونی بود که به زودی ریخته می‌شد.

the french revolution tumbrils became powerful symbols of the revolution's brutality.

تومبریل‌های انقلاب فرانسه به نماد قدرتمندی از خشونت انقلاب تبدیل شدند.

narrow tumbrils could barely accommodate two prisoners standing side by side.

تومبریل‌های تنگ تنها می‌توانستند دو زندانی را که کنار هم ایستاده بودند، جای دهند.

the wooden wheels of the tumbrils often got stuck in the muddy paris streets.

چرخ‌های چوبی تومبریل‌ها اغلب در خیابان‌های لای‌لای پاریس گیر می‌کردند.

some tumbrils carried not only the condemned but also their personal belongings.

برخی تومبریل‌ها علاوه بر محکوم‌ها، اموال شخصی آن‌ها را نیز حمل می‌کردند.

the sound of marching soldiers escorted the tumbrils through the hostile crowds.

صوت سربازانی که در صف پیاده‌روی بودند، تومبریل‌ها را از جمع‌های دشمنانه عبور می‌دادند.

modern historians have studied the tumbrils to understand the mechanics of revolutionary justice.

تاریخ‌نویسان مدرن تومبریل‌ها را مطالعه کرده‌اند تا مکانیک عدالت انقلابی را درک کنند.

paintings from that era sometimes depicted the tumbrils with remarkable historical accuracy.

گاهی نقاشی‌های آن دوره تومبریل‌ها را با دقت تاریخی بسیار خوب تصویر می‌کردند.

the tumbril driver remained silent, knowing his own fate might be sealed next.

راننده تومبریل سکوت می‌کرد، چون می‌دانست که ممکن است سرنوشت خود را در این مقطع بپذیرد.

the narrow wooden tumbrils creaked under the weight of human despair during those dark months.

تومبریل‌های چوبی تنگ در آن ماه‌های تاریک زیر وزن افسردگی انسانی خرخر می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید