tunelessness

[ایالات متحده]/ˈtjuːnləsnəs/
[بریتانیا]/ˈtunləsnəs/

ترجمه

n. کیفیت بی‌نوا بودن یا فقدان ملودی

عبارات و ترکیب‌ها

musical tunelessness

بی‌نغمه‌گی موسیقی

tunelessness in singing

بی‌نغمه‌گی در آواز

embracing tunelessness

پذیرش بی‌نغمه‌گی

celebrating tunelessness

جشن گرفتن بی‌نغمه‌گی

tunelessness of sound

بی‌نغمه‌گی صدا

overcoming tunelessness

غلبه بر بی‌نغمه‌گی

experiencing tunelessness

تجربه بی‌نغمه‌گی

defining tunelessness

تعریف بی‌نغمه‌گی

recognizing tunelessness

تشخیص بی‌نغمه‌گی

expressing tunelessness

ابراز بی‌نغمه‌گی

جملات نمونه

her tunelessness made it hard for her to join the choir.

بی‌احساسی او باعث می‌شد عضویت در گروه کر برایش دشوار باشد.

despite his tunelessness, he sang with great enthusiasm.

با وجود بی‌احساسی‌اش، او با شور و اشتیاق فراوان آواز می‌خواند.

his tunelessness was a source of laughter among his friends.

بی‌احساسی او منبع خنده برای دوستانش بود.

she tried to hide her tunelessness by singing softly.

او سعی کرد بی‌احساسی خود را با خواندن آهسته پنهان کند.

her tunelessness did not stop her from enjoying music.

بی‌احساسی او مانع از لذت بردن او از موسیقی نشد.

he was aware of his tunelessness but sang anyway.

او از بی‌احساسی خود آگاه بود اما با این وجود خواند.

they laughed at his tunelessness during the karaoke night.

آنها در شب کارائوکه به بی‌احساسی او خندیدند.

her tunelessness was charming in its own way.

بی‌احساسی او به نوع خود جذاب بود.

he embraced his tunelessness, making it his signature style.

او از بی‌احساسی خود استقبال کرد و آن را به سبک خاص خود تبدیل کرد.

despite the tunelessness, the crowd cheered for her.

با وجود بی‌احساسی، جمعیت برای او تشویق کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید