tungan

[ایالات متحده]/[ˈtʌŋən]/
[بریتانیا]/[ˈtʌŋən]/

ترجمه

n. نوعی نژاد گوسفند بزرگ، قوی، با پشم بلند که از آسیای مرکزی منشاء می‌گیرد؛ پشمی که توسط این گوسفندان تولید می‌شود و به دلیل نرمی و طولش شناخته شده است.
adj. مربوط به یا ویژگی‌های گوسفند تونگان یا پشم آن.

عبارات و ترکیب‌ها

tungan's car

ماشین تونگان

tungan went

تونگان رفت

tungan is here

تونگان اینجا است

tungan's house

خانه تونگان

tungan working

تونگان مشغول کار است

see tungan

دیدن تونگان

tungan and me

تونگان و من

tungan's turn

نوبت تونگان

help tungan

کمک به تونگان

tungan's idea

ایده تونگان

جملات نمونه

the tungans in the market were selling fresh produce.

تنگان در بازار محصولات تازه می‌فروختند.

she is a member of the tungan ethnic group.

او عضوی از گروه قومی تنگان است.

tungan culture is rich with unique traditions.

فرهنگ تنگان غنی از سنت‌های منحصر به فرد است.

we visited a traditional tungan village.

ما از یک روستای سنتی تنگان بازدید کردیم.

the tungan people have a distinct language.

مردم تنگان دارای زبانی متمایز هستند.

he is studying tungan history at university.

او در دانشگاه در حال مطالعه تاریخ تنگان است.

the tungan embroidery is renowned for its beauty.

گلدوزی تنگان به خاطر زیبایی‌اش مشهور است.

they celebrated a traditional tungan festival.

آنها یک جشنواره سنتی تنگان را جشن گرفتند.

the tungan cuisine features spicy and flavorful dishes.

آشپزی تنگان شامل غذاهای تند و خوشمزه است.

many tungan families live in mountainous areas.

خانواده‌های تنگان بسیاری در مناطق کوهستانی زندگی می‌کنند.

the tungan dance is energetic and captivating.

رقص تنگان پرانرژی و جذاب است.

she learned about tungan customs from her grandmother.

او رسوم و سنت‌های تنگان را از مادربزرگش یاد گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید