turp

[ایالات متحده]/tɜːp/
[بریتانیا]/tɜrp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. ترپنتین
شکل‌های واژه
جمعturps

عبارات و ترکیب‌ها

moral turpitude

فجور اخلاقی

acts of turpitude

اعمال فجور

turpitude and corruption

فجور و فساد

political turpitude

فجور سیاسی

sheer turpitude

فجور کامل

turpitude revealed

فجور آشکار شده

his turpitude

فجور او

deep turpitude

فجور عمیق

turpitude exposed

فجور بروز داده شده

personal turpitude

فجور شخصی

جملات نمونه

his actions showed moral turpitude beyond redemption.

عمل‌های او نشان‌دهنده فساد اخلاقی بی‌عفو بود.

the crime was an act of base turpitude.

این جرم یک عمل فساد اخلاقی بود.

the lawyer argued the defendant lacked turpitude.

دادستان دفاع کرد که مدعی فساد اخلاقی ندارد.

her turpitude shocked the entire community.

فساد اخلاقی او تمام جامعه را شوکه کرد.

the scandal revealed years of professional turpitude.

این افسانه سال‌ها فساد حرفه‌ای را آشکار کرد.

he was expelled for acts of moral turpitude.

او به دلیل اعمال فساد اخلاقی اخراج شد.

the turpitude of the crime shocked even veteran judges.

فساد اخلاقی جرم حتی داوران با سابقه را شوکه کرد.

documents revealed the ceo's financial turpitude.

مستندات فساد مالی رئیس اجرایی را آشکار کرد.

such turpitude cannot be tolerated in public office.

چنین فساد اخلاقی در مقام‌های عمومی قابل تحمل نیست.

the jury heard evidence of the defendant's turpitude.

شورای دادگاه شواهدی از فساد اخلاقی مدعی را شنید.

historical turpitude often goes unpunished.

فساد اخلاقی تاریخی اغلب مجازات نمی‌شود.

the artist depicted human turpitude in her paintings.

هنرمند فساد اخلاقی انسان را در نقاشی‌هایش نمایش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید