tussled

[ایالات متحده]/ˈtʌsəld/
[بریتانیا]/ˈtʌsəld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. درگیر شدن در یک مبارزه یا کشمکش
n. یک مبارزه یا کشمکش

عبارات و ترکیب‌ها

tussled hair

موهای درهم‌ریخته

tussled look

ظاهر درهم‌ریخته

tussled sheets

ملحفه های درهم

tussled fur

پوشش درهم

tussled clothes

لباس های درهم

tussled waves

الگوی درهم

tussled style

سبک درهم

tussled curls

غره های درهم

tussled appearance

ظاهر درهم

tussled mane

یال درهم

جملات نمونه

her hair was tussled by the wind.

موهای او با وزش باد درهم ریخته بود.

the children tussled playfully in the grass.

کودکان به طور بازیگانه در چمن‌ها با هم گلاویز شدند.

he tussled with his thoughts before making a decision.

او قبل از تصمیم‌گیری مدتی با افکار خود درگیر بود.

after the fight, their clothes were all tussled.

بعد از دعوا، لباس‌هایشان کاملاً بهم ریخته بود.

she tussled the dog's fur affectionately.

او با محبت، موهای سگ را درهم ریخت.

his hair was always tussled after a long day at work.

بعد از یک روز طولانی کاری، موهای او همیشه درهم ریخته بود.

they tussled for the last piece of cake.

آنها برای آخرین تکه کیک با هم گلاویز شدند.

she gave his hair a quick tussle before he left.

او قبل از رفتن، یک بار به سرعت موهای او را درهم ریخت.

he tussled with the blanket, trying to get comfortable.

او سعی کرد خود را راحت کند و با پتو درگیر شد.

the dog tussled with its owner, enjoying the playtime.

سگ با صاحب خود گلاویز شد و از وقت بازی لذت برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید