tussled hair
موهای درهمریخته
tussled look
ظاهر درهمریخته
tussled sheets
ملحفه های درهم
tussled fur
پوشش درهم
tussled clothes
لباس های درهم
tussled waves
الگوی درهم
tussled style
سبک درهم
tussled curls
غره های درهم
tussled appearance
ظاهر درهم
tussled mane
یال درهم
her hair was tussled by the wind.
موهای او با وزش باد درهم ریخته بود.
the children tussled playfully in the grass.
کودکان به طور بازیگانه در چمنها با هم گلاویز شدند.
he tussled with his thoughts before making a decision.
او قبل از تصمیمگیری مدتی با افکار خود درگیر بود.
after the fight, their clothes were all tussled.
بعد از دعوا، لباسهایشان کاملاً بهم ریخته بود.
she tussled the dog's fur affectionately.
او با محبت، موهای سگ را درهم ریخت.
his hair was always tussled after a long day at work.
بعد از یک روز طولانی کاری، موهای او همیشه درهم ریخته بود.
they tussled for the last piece of cake.
آنها برای آخرین تکه کیک با هم گلاویز شدند.
she gave his hair a quick tussle before he left.
او قبل از رفتن، یک بار به سرعت موهای او را درهم ریخت.
he tussled with the blanket, trying to get comfortable.
او سعی کرد خود را راحت کند و با پتو درگیر شد.
the dog tussled with its owner, enjoying the playtime.
سگ با صاحب خود گلاویز شد و از وقت بازی لذت برد.
tussled hair
موهای درهمریخته
tussled look
ظاهر درهمریخته
tussled sheets
ملحفه های درهم
tussled fur
پوشش درهم
tussled clothes
لباس های درهم
tussled waves
الگوی درهم
tussled style
سبک درهم
tussled curls
غره های درهم
tussled appearance
ظاهر درهم
tussled mane
یال درهم
her hair was tussled by the wind.
موهای او با وزش باد درهم ریخته بود.
the children tussled playfully in the grass.
کودکان به طور بازیگانه در چمنها با هم گلاویز شدند.
he tussled with his thoughts before making a decision.
او قبل از تصمیمگیری مدتی با افکار خود درگیر بود.
after the fight, their clothes were all tussled.
بعد از دعوا، لباسهایشان کاملاً بهم ریخته بود.
she tussled the dog's fur affectionately.
او با محبت، موهای سگ را درهم ریخت.
his hair was always tussled after a long day at work.
بعد از یک روز طولانی کاری، موهای او همیشه درهم ریخته بود.
they tussled for the last piece of cake.
آنها برای آخرین تکه کیک با هم گلاویز شدند.
she gave his hair a quick tussle before he left.
او قبل از رفتن، یک بار به سرعت موهای او را درهم ریخت.
he tussled with the blanket, trying to get comfortable.
او سعی کرد خود را راحت کند و با پتو درگیر شد.
the dog tussled with its owner, enjoying the playtime.
سگ با صاحب خود گلاویز شد و از وقت بازی لذت برد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید