twelvemonths

[ایالات متحده]/ˈtwɛlvˌmʌnθs/
[بریتانیا]/ˈtwɛlvˌmʌnθs/

ترجمه

n. دوره دوازده ماهه؛ یک سال

عبارات و ترکیب‌ها

twelvemonths period

دوره دوازده ماه

twelvemonths duration

مدت زمان دوازده ماه

twelvemonths contract

قرارداد دوازده ماه

twelvemonths plan

برنامه دوازده ماه

twelvemonths timeline

جدول زمانی دوازده ماه

twelvemonths review

بررسی دوازده ماه

twelvemonths assessment

ارزیابی دوازده ماه

twelvemonths budget

بودجه دوازده ماه

twelvemonths program

برنامه دوازده ماه

twelvemonths forecast

پیش بینی دوازده ماه

جملات نمونه

the project will take twelvemonths to complete.

پروژه تکمیل شدن آن دوازده ماه طول خواهد کشید.

she plans to travel for twelvemonths around the world.

او قصد دارد برای دوازده ماه در سراسر جهان سفر کند.

he has been saving money for twelvemonths.

او برای دوازده ماه در حال پس انداز پول بوده است.

the contract is valid for twelvemonths from the signing date.

این قرارداد از تاریخ امضا برای دوازده ماه معتبر است.

they will review the performance after twelvemonths.

آنها عملکرد را پس از دوازده ماه بررسی خواهند کرد.

it took her twelvemonths to learn the language fluently.

برای او دوازده ماه طول کشید تا به طور مسلط زبان را یاد بگیرد.

he committed to a twelvemonths training program.

او به یک برنامه آموزشی دوازده ماهه متعهد شد.

our subscription lasts for twelvemonths.

اشتراک ما برای دوازده ماه ادامه دارد.

she received a twelvemonths scholarship for her studies.

او برای تحصیلاتش یک بورس تحصیلی دوازده ماهه دریافت کرد.

the warranty covers repairs for twelvemonths.

گارانتی تعمیرات را برای دوازده ماه پوشش می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید