twines

[ایالات متحده]/twaɪnz/
[بریتانیا]/twaɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شخص سوم مفرد از twine; به پیچیدن یا حلقه کردن
n. جمع twine; رشته یا بند نازک

عبارات و ترکیب‌ها

twines of fate

پیچه‌های سرنوشت

twines of love

پیچه‌های عشق

twines around

پیچیده دور

twines together

پیچیده با هم

twines and vines

پیچه‌ها و تاک‌ها

twines of nature

پیچه‌های طبیعت

twines of time

پیچه‌های زمان

twines in harmony

پیچه‌ها در هماهنگی

twines of destiny

پیچه‌های سرنوشت

twines of friendship

پیچه‌های دوستی

جملات نمونه

the vine twines around the trellis beautifully.

سرشاخه تاک به زیبایی در اطراف داربست پیچیده است.

the artist twines the colors together in her painting.

هنرمند رنگ‌ها را در نقاشی خود به هم می‌پیچاند.

he twines his fingers through her hair gently.

او به آرامی انگشتانش را در میان موهای او می‌پیچاند.

the rope twines around the pole securely.

طناب به طور ایمن دور قطب پیچیده است.

she twines the flowers into a beautiful wreath.

او گل‌ها را به یک حلقه زیبا می‌پیچاند.

the river twines through the valley.

رودخانه از میان دره می‌پیچد.

the dancer twines her body gracefully to the music.

رقصنده به طور ظریف با موسیقی، بدن خود را می‌پیچاند.

the ivy twines up the old stone wall.

سرخاکستر به دیوار سنگی قدیمی می‌پیچد.

he twines the thread around the needle carefully.

او نخ را به دقت دور سوزن می‌پیچاند.

the story twines together various characters and plots.

داستان شخصیت‌ها و طرح‌های مختلف را به هم پیوند می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید