| جمع | twirps |
little twirp
چاقاله کوچک
silly twirp
چاقاله احمق
twirp alert
هشدار چاقاله
twirp talk
گفتگوی چاقاله
twirp moment
لحظه چاقاله
twirp behavior
رفتار چاقاله
twirp face
چهره چاقاله
twirp style
سبک چاقاله
twirp charm
جذابیت چاقاله
twirp attitude
حرف چاقاله
don't be such a twirp; take this seriously.
اینقدر احمقانه رفتار نکن؛ این را جدی بگیر.
he called me a twirp for forgetting his birthday.
او به خاطر فراموش کردن تولدش من را احمق خطاب کرد.
stop acting like a twirp and help me out.
دیگه مثل احمق رفتار نکن و به من کمک کن.
she thinks i'm a twirp for not knowing that.
او فکر می کند من به خاطر نمی دانستن آن احمق هستم.
being a twirp won't get you very far in life.
احمق بودن در زندگی شما را خیلی جلو نخواهد برد.
he always acts like a twirp when he's nervous.
وقتی عصبی است همیشه مثل احمق رفتار می کند.
don't be a twirp; just admit your mistake.
مثل احمق رفتار نکن؛ فقط اشتباهت را قبول کن.
she laughed at me, calling me a twirp.
او به من خندید و من را احمق خطاب کرد.
it's not cool to be a twirp in front of your friends.
خیلی هم خوب نیست که در مقابل دوستانت مثل احمق رفتار کنی.
he always makes fun of me for being a twirp.
او همیشه به خاطر اینکه من احمق هستم، من را مسخره می کند.
little twirp
چاقاله کوچک
silly twirp
چاقاله احمق
twirp alert
هشدار چاقاله
twirp talk
گفتگوی چاقاله
twirp moment
لحظه چاقاله
twirp behavior
رفتار چاقاله
twirp face
چهره چاقاله
twirp style
سبک چاقاله
twirp charm
جذابیت چاقاله
twirp attitude
حرف چاقاله
don't be such a twirp; take this seriously.
اینقدر احمقانه رفتار نکن؛ این را جدی بگیر.
he called me a twirp for forgetting his birthday.
او به خاطر فراموش کردن تولدش من را احمق خطاب کرد.
stop acting like a twirp and help me out.
دیگه مثل احمق رفتار نکن و به من کمک کن.
she thinks i'm a twirp for not knowing that.
او فکر می کند من به خاطر نمی دانستن آن احمق هستم.
being a twirp won't get you very far in life.
احمق بودن در زندگی شما را خیلی جلو نخواهد برد.
he always acts like a twirp when he's nervous.
وقتی عصبی است همیشه مثل احمق رفتار می کند.
don't be a twirp; just admit your mistake.
مثل احمق رفتار نکن؛ فقط اشتباهت را قبول کن.
she laughed at me, calling me a twirp.
او به من خندید و من را احمق خطاب کرد.
it's not cool to be a twirp in front of your friends.
خیلی هم خوب نیست که در مقابل دوستانت مثل احمق رفتار کنی.
he always makes fun of me for being a twirp.
او همیشه به خاطر اینکه من احمق هستم، من را مسخره می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید