tweeted

[ایالات متحده]/twiːtɪd/
[بریتانیا]/twiːtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته توییت
vi. ایجاد یک صدای کوتاه و با فرکانس بالا
n. صدای کوتاه و بلندی که توسط یک پرنده ایجاد می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

tweeted about

در مورد صحبت کرد

tweeted again

دوباره توییت کرد

tweeted links

لینک‌ها را توییت کرد

tweeted photos

عکس‌ها را توییت کرد

tweeted news

اخبار را توییت کرد

tweeted updates

به‌روزرسانی‌ها را توییت کرد

tweeted thoughts

نگرانی‌ها را توییت کرد

tweeted questions

سوالات را توییت کرد

tweeted polls

نظرسنجی‌ها را توییت کرد

tweeted reactions

واکنش‌ها را توییت کرد

جملات نمونه

she tweeted about her recent vacation.

او در مورد تعطیلات اخیر خود توییت کرد.

he tweeted a funny meme that went viral.

او یک میم خنده دار توییت کرد که به سرعت در حال انتشار بود.

the company tweeted an announcement regarding the new product.

شرکت یک اطلاعیه در مورد محصول جدید توییت کرد.

many celebrities tweeted their support for the charity event.

بسیاری از سلبریتی ها از حمایت خود از رویداد خیریه در توییت خود نوشتند.

she tweeted a photo of her new puppy.

او یک عکس از توله سگ جدیدش توییت کرد.

he tweeted a reminder for the upcoming meeting.

او یک یادآوری برای جلسه آتی در توییت خود نوشت.

they tweeted their excitement about the concert.

آنها هیجان خود را در مورد کنسرت در توییت خود نوشتند.

she tweeted a quote that inspired her.

او نقل قولی را که الهام بخش او بود توییت کرد.

he tweeted a question to his followers.

او یک سوال را برای دنبال کنندگان خود توییت کرد.

the news outlet tweeted breaking news updates.

رسانه خبری آخرین اخبار را در توییت خود منتشر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید