tyack

[ایالات متحده]/taɪæk/
[بریتانیا]/taɪæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور خشونت‌آمیز یا استبدادی درآورد؛ ستم کردن یا حکومت کردن به صورت سخت‌گیرانه.
شکل‌های واژه
جمعtyacks

جملات نمونه

tyack walked into the conference room with confidence.

تیک از با اعتماد به نفس به اتاق کنفرانس وارد شد.

the tyack family has lived in this village for generations.

خانواده تیک در این روستا به مدت چند نسل زندگی می‌کنند.

professor tyack published his groundbreaking research last month.

دکتر تیک ماه گذشته تحقیقات مبتکر خود را منتشر کرد.

tyack's new book became an instant bestseller.

کتاب جدید تیک به سریعترین موفقیت‌های فروش رسید.

we need to schedule a meeting with tyack to discuss the project.

ما نیاز داریم یک جلسه با تیک برای بحث در مورد پروژه برنامه‌ریزی کنیم.

the tyack company has been in business since 1920.

شرکت تیک از سال 1920 فعالیت خود را آغاز کرده است.

many people attended tyack's retirement party last friday.

زیادی از مردم در جشن بازنشستگی تیک گذشته‌شنبه حضور یافتند.

tyack demonstrated his innovative approach during the presentation.

تیک در حین ارائه ایده‌ی نوآور خود را نشان داد.

the historical society recognized tyack's contributions to local history.

جمعیت تاریخی تأثیرات تیک در تاریخ محلی را شناخت.

tyack and his colleagues collaborated on this important project.

تیک و همکارانش در این پروژه مهم همکاری کردند.

i highly recommend tyack for any leadership position.

من به طور کامل تیک را برای هر پست رهبری توصیه می‌کنم.

tyack has proven himself to be a dedicated professional.

تیک ثابت کرده است که یک حرفه‌ای وفادار است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید