umbilical

[ایالات متحده]/ʌm'bɪlɪk(ə)l/
[بریتانیا]/ʌm'bɪlɪkl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به ناف یا بند ناف، مربوط به سمت مادر.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

umbilical cord

طناب ناف

umbilical hernia

فتق نافی

umbilical vein

رگ ناف

umbilical stump

اندام ناف

umbilical region

ناحیه ناف

umbilical artery

سرخرگ نافی

جملات نمونه

the umbilical link between commerce and international rugby.

پیوند ناگسستنی بین تجارت و راگبی بین‌المللی.

This article studies the application value of disposable umbilical cord clamp and amputator during gravida childbirth.

این مقاله کاربرد بست بند ناف اطفال یکبار مصرف و آمپوتاتور در هنگام زایمان را بررسی می‌کند.

Results The main manifestation concluded a constricted ring of the right upper limb and upper part of the head, skull defect, gastroschisis, eventration and extreme shortness of umbilical cord.

نتایج: مهم‌ترین یافته یک حلقه منقبض در اندام فوقانی راست و قسمت بالایی سر، نقص جمجمه، گاستروشیزیس، بیرون‌فتادگی و کوتاهی شدید طنابUmbilical بود.

It widely consists in the extracellular space of human and animal tissue, vitreum, umbilical cord, skin joints synovia and cockscomb, etc.

این ماده به طور گسترده در فضای خارج سلولی بافت های انسانی و حیوانی، آب شیشه ای، بند ناف، پوست، مفاصل، سینویوم و شانه خروس وجود دارد.

The umbilical cord can be tied with unwaxed dental floss, and cut on the far side of the time about two inches from the abdomen.The cut end should be painted with iodine to prevent infection.

ناف می‌تواند با نخ دندان بدون موم بسته شود و در فاصله حدود دو اینچ از شکم بریده شود. انتهای بریده شده باید با یدود ضدعفونی شود تا از عفونت جلوگیری شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید