unanalyzed data
دادههای تحلیل نشده
remain unanalyzed
باقی ماندن تحلیل نشده
unanalyzed results
نتایج تحلیل نشده
being unanalyzed
در حال تحلیل نشدن
highly unanalyzed
بسیار تحلیل نشده
unanalyzed feedback
پیشنهادات تحلیل نشده
partially unanalyzed
بیشکل تحلیل نشده
seem unanalyzed
به نظر میرسد تحلیل نشده
completely unanalyzed
کاملاً تحلیل نشده
find unanalyzed
یافتن تحلیل نشده
the data remains largely unanalyzed, requiring further investigation.
دادهها هنوز بسیاری از آنها تحلیل نشدهاند و نیاز به بررسی بیشتر دارند.
we have a significant amount of unanalyzed customer feedback to review.
ما داریم یک میزان قابل توجهی از بازخوردهای مشتریانی که تحلیل نشدهاند را بررسی میکنیم.
the unanalyzed survey results highlighted a potential problem area.
نتایج پرسشنامههای تحلیل نشده ناحیهای از مشکل پتانسیل را مشخص کرد.
a large portion of the collected data is still unanalyzed.
بیشترین قسمتی از دادههای جمعآوری شده هنوز تحلیل نشدهاند.
the team is working to process the unanalyzed video footage.
تیم در حال پردازش فیلمهایی که تحلیل نشدهاند است.
there's a backlog of unanalyzed reports waiting for assignment.
گزارشهایی که تحلیل نشدهاند در صف منتظر تخصیص هستند.
the unanalyzed sensor readings need to be examined for anomalies.
خواندنهای حسگرها که تحلیل نشدهاند برای شناسایی ناهماهنگیها بررسی شوند.
initial findings suggest the unanalyzed samples could be crucial.
یافتههای اولیه نشان میدهد نمونههای تحلیل نشده ممکن است حیاتی باشند.
the unanalyzed interview transcripts are ready for qualitative analysis.
متنهای گفته شده در مصاحبههای تحلیل نشده برای تحلیل کیفی آماده هستند.
we need to prioritize the unanalyzed cases for immediate review.
ما نیاز داریم که پروندههای تحلیل نشده را برای بررسی فوری اولویت بندی کنیم.
the unanalyzed log files might contain valuable security information.
فایلهای لاگهای تحلیل نشده ممکن است اطلاعات امنیتی ارزشمند داشته باشند.
unanalyzed data
دادههای تحلیل نشده
remain unanalyzed
باقی ماندن تحلیل نشده
unanalyzed results
نتایج تحلیل نشده
being unanalyzed
در حال تحلیل نشدن
highly unanalyzed
بسیار تحلیل نشده
unanalyzed feedback
پیشنهادات تحلیل نشده
partially unanalyzed
بیشکل تحلیل نشده
seem unanalyzed
به نظر میرسد تحلیل نشده
completely unanalyzed
کاملاً تحلیل نشده
find unanalyzed
یافتن تحلیل نشده
the data remains largely unanalyzed, requiring further investigation.
دادهها هنوز بسیاری از آنها تحلیل نشدهاند و نیاز به بررسی بیشتر دارند.
we have a significant amount of unanalyzed customer feedback to review.
ما داریم یک میزان قابل توجهی از بازخوردهای مشتریانی که تحلیل نشدهاند را بررسی میکنیم.
the unanalyzed survey results highlighted a potential problem area.
نتایج پرسشنامههای تحلیل نشده ناحیهای از مشکل پتانسیل را مشخص کرد.
a large portion of the collected data is still unanalyzed.
بیشترین قسمتی از دادههای جمعآوری شده هنوز تحلیل نشدهاند.
the team is working to process the unanalyzed video footage.
تیم در حال پردازش فیلمهایی که تحلیل نشدهاند است.
there's a backlog of unanalyzed reports waiting for assignment.
گزارشهایی که تحلیل نشدهاند در صف منتظر تخصیص هستند.
the unanalyzed sensor readings need to be examined for anomalies.
خواندنهای حسگرها که تحلیل نشدهاند برای شناسایی ناهماهنگیها بررسی شوند.
initial findings suggest the unanalyzed samples could be crucial.
یافتههای اولیه نشان میدهد نمونههای تحلیل نشده ممکن است حیاتی باشند.
the unanalyzed interview transcripts are ready for qualitative analysis.
متنهای گفته شده در مصاحبههای تحلیل نشده برای تحلیل کیفی آماده هستند.
we need to prioritize the unanalyzed cases for immediate review.
ما نیاز داریم که پروندههای تحلیل نشده را برای بررسی فوری اولویت بندی کنیم.
the unanalyzed log files might contain valuable security information.
فایلهای لاگهای تحلیل نشده ممکن است اطلاعات امنیتی ارزشمند داشته باشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید