unstudied behavior
رفتار بیمطالعه
unstudied areas
مناطقی که مورد مطالعه قرار نگرفتهاند
unstudied phenomena
پدیدههایی که مورد مطالعه قرار نگرفتهاند
unstudied topics
موضوعات بیمطالعه
unstudied concepts
مفاهیم بیمطالعه
unstudied effects
اثراتی که مورد مطالعه قرار نگرفتهاند
unstudied variables
متغیرهای بیمطالعه
unstudied regions
مناطقی که مورد مطالعه قرار نگرفتهاند
unstudied issues
مسائل بیمطالعه
unstudied relationships
روابطی که مورد مطالعه قرار نگرفتهاند
his talent for music seemed almost unstudied.
استعداد او در موسیقی تقریباً بدون تلاش به نظر میرسید.
she approached the topic with an unstudied charm.
او با جذابیت غیررسمی به موضوع نزدیک شد.
his unstudied manner made everyone feel at ease.
رفتار غیررسمی او باعث شد همه احساس آرامش کنند.
the artist's style was refreshingly unstudied.
سبک هنرمند به طرز دلپذیری غیررسمی بود.
her unstudied grace captivated the audience.
ظرافت غیررسمی او مخاطبان را مجذوب خود کرد.
they admired his unstudied approach to problem-solving.
آنها از رویکرد غیررسمی او در حل مشکلات قدردانی کردند.
his unstudied responses revealed his genuine personality.
پاسخهای غیررسمی او شخصیت واقعی او را نشان داد.
the speech was filled with unstudied sincerity.
سخنرانی سرشار از صداقت غیررسمی بود.
her laughter had an unstudied quality that was infectious.
خنده او دارای کیفیتی غیررسمی بود که مسری بود.
he delivered his lines with an unstudied ease.
او خطوط خود را با سهولت غیررسمی ارائه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید