unbaler

[ایالات متحده]/[ˈʌnˌbeɪlə]/
[بریتانیا]/[ˈʌnˌbeɪlə]/

ترجمه

n. ماشینی برای جدا کردن باله‌های علوفه، پنبه یا مواد دیگر؛ فردی که یک دستگاه جدا کننده را به کار می‌برد.
v. جدا کردن باله‌های علوفه، پنبه یا مواد دیگر.

عبارات و ترکیب‌ها

unbaler machine

ماشین فشرده کننده

operating unbaler

فشرده کننده در حال کار

unbaler parts

قطعات فشرده کننده

unbaler service

خدمات فشرده کننده

unbaler operator

اپراتور فشرده کننده

new unbaler

فشرده کننده جدید

unbaler maintenance

نگهداری فشرده کننده

unbaler repair

repair فشرده کننده

جملات نمونه

the farmer used an unbaler to separate the hay bales.

کشاورز از یک دستگاه ناباله‌گیر برای جدا کردن باله‌های علوفه استفاده کرد.

we need to repair the unbaler before the next harvest.

ما باید ناباله‌گیر را قبل از برداشت بعدی تعمیر کنیم.

the unbaler malfunctioned, causing delays in the field.

ناباله‌گیر خراب شد و باعث تاخیر در مزرعه شد.

operating the unbaler requires careful attention to safety.

کارکردن با ناباله‌گیر نیاز به توجه دقیق به ایمنی دارد.

the new unbaler significantly increased our production rate.

ناباله‌گیر جدید ما به طور قابل توجهی نرخ تولید را افزایش داد.

he spent the morning cleaning and maintaining the unbaler.

او صبح را تمیز کردن و نگهداری ناباله‌گیر گذراند.

the unbaler's efficiency depends on proper maintenance.

کارایی ناباله‌گیر به نگهداری مناسب بستگی دارد.

we purchased a used unbaler at a reasonable price.

ما یک ناباله‌گیر دست دوم را با قیمت معقول خریداری کردیم.

the unbaler’s belt snapped during the busy season.

در فصل مشغولی، کمربند ناباله‌گیر شکست.

training employees on the unbaler is essential for safety.

آموزش کارکنان در مورد ناباله‌گیر برای ایمنی ضروری است.

the unbaler’s capacity is crucial for meeting our goals.

ظرفیت ناباله‌گیر برای دستیابی به اهداف ما حیاتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید