uncapper

[ایالات متحده]/ʌnˈkæpə/
[بریتانیا]/ʌnˈkæpər/

ترجمه

vt. برای برداشتن کلاه یا کلاه‌گوش از چیزی
vi. برای برداشتن کلاه به عنوان نشانه‌ای از احترام

عبارات و ترکیب‌ها

bottle uncapper

بازکننده بطری

automatic uncapper

بازکننده بطری اتوماتیک

manual uncapper

بازکننده بطری دستی

cap uncapper

بازکننده درب

uncapper machine

دستگاه بازکننده

electronic uncapper

بازکننده بطری الکترونیکی

wine uncapper

بازکننده بطری شراب

uncapper tool

ابزار بازکننده

uncapper device

دستگاه بازکننده

uncapper operator

اپراتور بازکننده

جملات نمونه

he works as an uncapper in a local brewery.

او به عنوان یک بازکنر در یک آبجوسازی محلی کار می کند.

make sure the uncapper is properly calibrated.

مطمئن شوید که بازکنر به درستی کالیبره شده است.

the uncapper removes the caps quickly and efficiently.

بازکنر به سرعت و به طور موثر درب ها را جدا می کند.

we need to replace the uncapper to improve production speed.

ما باید بازکنر را جایگزین کنیم تا سرعت تولید را بهبود بخشیم.

training new staff on how to use the uncapper is essential.

آموزش کارکنان جدید در مورد نحوه استفاده از بازکنر ضروری است.

the uncapper malfunctioned, causing a delay in production.

بازکنر دچار نقص فنی شد و باعث تاخیر در تولید شد.

she is responsible for monitoring the uncapper during shifts.

او مسئول نظارت بر بازکنر در طول شیفت ها است.

adjusting the uncapper settings can reduce waste.

تنظیم تنظیمات بازکنر می تواند اتلاف را کاهش دهد.

the new uncapper model is more user-friendly.

مدل جدید بازکنر کاربرپسندتر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید