uncentered design
طراحی بدون مرکز
be uncentered
بی مرکز شدن
uncentered around
بدون مرکزیت در اطراف
uncentered state
وضعیت بدون مرکز
uncentered view
دیدگاه بدون مرکز
becoming uncentered
در حال تبدیل شدن به بدون مرکز
uncentered focus
تمرکز بدون مرکز
uncentered data
داده های بدون مرکز
uncentered position
موقعیت بدون مرکز
uncentered narrative
روایت بدون مرکز
the data was uncentered, making comparisons across groups difficult.
دادهها بدون مرکز نبودند و این مقایسه بین گروهها را دشوار میکرد.
an uncentered approach can sometimes lead to biased results.
یک رویکرد بدون مرکز گاهی اوقات میتواند منجر به نتایج مغرضانه شود.
we used an uncentered correlation matrix to analyze the data.
ما از یک ماتریس همبستگی بدون مرکز برای تجزیه و تحلیل دادهها استفاده کردیم.
the uncentered variable significantly impacted the model's outcome.
متغیر بدون مرکز به طور قابل توجهی بر نتیجه مدل تأثیر گذاشت.
the uncentered design allowed for greater flexibility in the study.
طراحی بدون مرکز امکان انعطافپذیری بیشتر در مطالعه را فراهم کرد.
it's important to consider whether the data needs to be uncentered.
توجه به این که آیا دادهها نیاز به بدون مرکز شدن دارند مهم است.
the uncentered scores were used in the subsequent statistical analysis.
نمرات بدون مرکز در تجزیه و تحلیل آماری بعدی استفاده شدند.
we opted for an uncentered analysis to avoid potential distortions.
ما برای جلوگیری از تحریفهای احتمالی یک تحلیل بدون مرکز را انتخاب کردیم.
the uncentered variables showed a strong positive correlation.
متغیرهای بدون مرکز یک همبستگی مثبت قوی نشان دادند.
the uncentered data set was quite large and complex.
مجموعه داده بدون مرکز نسبتاً بزرگ و پیچیده بود.
an uncentered perspective can offer new insights into the problem.
یک دیدگاه بدون مرکز میتواند بینشهای جدیدی در مورد مشکل ارائه دهد.
uncentered design
طراحی بدون مرکز
be uncentered
بی مرکز شدن
uncentered around
بدون مرکزیت در اطراف
uncentered state
وضعیت بدون مرکز
uncentered view
دیدگاه بدون مرکز
becoming uncentered
در حال تبدیل شدن به بدون مرکز
uncentered focus
تمرکز بدون مرکز
uncentered data
داده های بدون مرکز
uncentered position
موقعیت بدون مرکز
uncentered narrative
روایت بدون مرکز
the data was uncentered, making comparisons across groups difficult.
دادهها بدون مرکز نبودند و این مقایسه بین گروهها را دشوار میکرد.
an uncentered approach can sometimes lead to biased results.
یک رویکرد بدون مرکز گاهی اوقات میتواند منجر به نتایج مغرضانه شود.
we used an uncentered correlation matrix to analyze the data.
ما از یک ماتریس همبستگی بدون مرکز برای تجزیه و تحلیل دادهها استفاده کردیم.
the uncentered variable significantly impacted the model's outcome.
متغیر بدون مرکز به طور قابل توجهی بر نتیجه مدل تأثیر گذاشت.
the uncentered design allowed for greater flexibility in the study.
طراحی بدون مرکز امکان انعطافپذیری بیشتر در مطالعه را فراهم کرد.
it's important to consider whether the data needs to be uncentered.
توجه به این که آیا دادهها نیاز به بدون مرکز شدن دارند مهم است.
the uncentered scores were used in the subsequent statistical analysis.
نمرات بدون مرکز در تجزیه و تحلیل آماری بعدی استفاده شدند.
we opted for an uncentered analysis to avoid potential distortions.
ما برای جلوگیری از تحریفهای احتمالی یک تحلیل بدون مرکز را انتخاب کردیم.
the uncentered variables showed a strong positive correlation.
متغیرهای بدون مرکز یک همبستگی مثبت قوی نشان دادند.
the uncentered data set was quite large and complex.
مجموعه داده بدون مرکز نسبتاً بزرگ و پیچیده بود.
an uncentered perspective can offer new insights into the problem.
یک دیدگاه بدون مرکز میتواند بینشهای جدیدی در مورد مشکل ارائه دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید