deblock

[ایالات متحده]/diːˈblɒk/
[بریتانیا]/diˈblɑk/

ترجمه

vt. حذف یک بلوک یا محدودیت
n. تقسیم داده یا برنامه

عبارات و ترکیب‌ها

deblock access

رفع محدودیت دسترسی

deblock content

رفع محدودیت محتوا

deblock site

رفع محدودیت سایت

deblock software

رفع محدودیت نرم‌افزار

deblock network

رفع محدودیت شبکه

deblock feature

رفع محدودیت ویژگی

deblock service

رفع محدودیت سرویس

deblock tool

رفع محدودیت ابزار

deblock account

رفع محدودیت حساب

deblock device

رفع محدودیت دستگاه

جملات نمونه

we need to deblock the channel to improve communication.

ما نیاز داریم کانال را باز کنیم تا ارتباطات را بهبود بخشیم.

he tried to deblock the website but faced restrictions.

او سعی کرد وب سایت را باز کند اما با محدودیت ها روبرو شد.

it's important to deblock your mind for creativity.

برای خلاقیت مهم است که ذهن خود را باز کنید.

she learned how to deblock the app on her phone.

او یاد گرفت که چگونه برنامه را در تلفن خود باز کند.

they worked together to deblock the traffic jam.

آنها با هم برای باز کردن ترافیک سنگین تلاش کردند.

to deblock the situation, we need a new approach.

برای باز کردن وضعیت، ما به یک رویکرد جدید نیاز داریم.

he used software to deblock the restricted content.

او از نرم افزاری برای باز کردن محتوای محدود شده استفاده کرد.

we must deblock our schedule for the important meeting.

ما باید برنامه زمانی خود را برای جلسه مهم باز کنیم.

she found a way to deblock her creativity.

او راهی برای باز کردن خلاقیت خود پیدا کرد.

he is working to deblock the issues in the project.

او در حال تلاش برای رفع مشکلات پروژه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید