unleashed

[ایالات متحده]/ʌnˈliːʃt/
[بریتانیا]/ʌnˈliːʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. آزاد کردن (احساسات، قدرت و غیره)

عبارات و ترکیب‌ها

unleashed power

قدرت رها شده

unleashed potential

ظرفیت رها شده

unleashed energy

انرژی رها شده

unleashed creativity

خلاقیت رها شده

unleashed passion

اشتیاق رها شده

unleashed talent

استعداد رها شده

unleashed innovation

نوآوری رها شده

unleashed emotions

احساسات رها شده

unleashed chaos

هرج و مرج رها شده

unleashed fury

خشم رها شده

جملات نمونه

the storm unleashed its fury on the coastal towns.

طوفان خشم خود را بر شهرهای ساحلی رها کرد.

she unleashed her creativity in the art project.

او خلاقیت خود را در پروژه هنری رها کرد.

the new policy unleashed a wave of innovation.

سیاست جدید، موجی از نوآوری را رها کرد.

the athlete unleashed his full potential in the competition.

ورزشکار تمام توانایی‌های خود را در مسابقه رها کرد.

they unleashed a flurry of questions during the meeting.

آنها در طول جلسه، مجموعه‌ای از سؤالات را رها کردند.

the movie unleashed a strong emotional response from the audience.

فیلم، پاسخ احساسی قوی را از مخاطبان رها کرد.

he unleashed his anger in a fit of rage.

او خشم خود را در یک لحظه عصبانیت رها کرد.

the new technology has unleashed unprecedented possibilities.

فناوری جدید، امکانات بی‌سابقه‌ای را رها کرده است.

the protest unleashed a wave of public support.

اعتراض، موجی از حمایت عمومی را رها کرد.

she unleashed her passion for music during the concert.

او اشتیاق خود را برای موسیقی در طول کنسرت رها کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید