underfeed

[ایالات متحده]/ˌʌndəˈfiːd/
[بریتانیا]/ˌʌndərˈfiːd/

ترجمه

vt. به طور ناکافی غذا دادن; از پایین سوخت تأمین کردن (مانند در کوره)
adj. تأمین سوخت از پایین
n. تأمین ناکافی غذا; سوخت اضافی که از پایین تأمین می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

underfeed system

سیستم کم‌تغذیه

underfeed fuel

سوخت کم‌تغذیه

underfeed rate

نرخ کم‌تغذیه

underfeed mechanism

مکانیزم کم‌تغذیه

underfeed condition

وضعیت کم‌تغذیه

underfeed issue

مشکل کم‌تغذیه

underfeed problem

مشکل کم‌تغذیه

underfeed adjustment

تنظیم کم‌تغذیه

underfeed control

کنترل کم‌تغذیه

underfeed analysis

تجزیه و تحلیل کم‌تغذیه

جملات نمونه

underfeed your plants, and they will not thrive.

در صورت کم‌تغذیه گیاهان، آن‌ها رشد نخواهند کرد.

it's important to avoid underfeeding your pets.

از کم‌تغذیه کردن حیوانات خانگی خود اجتناب کنید.

farmers must be careful not to underfeed their livestock.

کشاورزان باید مراقب باشند که دام‌های خود را کم‌تغذیه نکنند.

underfeeding can lead to serious health issues.

کم‌تغذیه می‌تواند منجر به مشکلات جدی سلامتی شود.

we should not underfeed those in need.

ما نباید کسانی که نیاز دارند را کم‌تغذیه کنیم.

underfeeding during critical growth periods can be detrimental.

کم‌تغذیه در دوره‌های حیاتی رشد می‌تواند مضر باشد.

proper nutrition is essential; underfeeding is not an option.

تغذیه مناسب ضروری است؛ کم‌تغذیه یک گزینه نیست.

many shelters struggle with underfeeding their animals.

بسیاری از سرپناهگاه‌ها در کم‌تغذیه کردن حیوانات خود مشکل دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید