unenthralled

[ایالات متحده]/ʌnɪnˈθrɔːld/
[بریتانیا]/ʌnɪnˈθrɔld/

ترجمه

adj. غیر برده یا مسلط نشده

عبارات و ترکیب‌ها

unenthralled audience

تماشاگرانی که مجذوب نشده‌اند

unenthralled by hype

بی‌تفاوت نسبت به هیاهو

remain unenthralled

هنوز هم مجذوب نشده‌اند

feeling unenthralled

احساس بی‌علاقگی

unenthralled response

پاسخ بی‌علاقه‌انه

unenthralled spectator

تماشاگر بی‌علاقه‌مند

unenthralled critic

منتقد بی‌علاقه‌مند

unenthralled viewer

تماشاگر بی‌علاقه‌مند

unenthralled participant

شرکت‌کننده بی‌علاقه‌مند

جملات نمونه

she felt unenthralled by the movie's predictable plot.

او احساس نکرد که با داستان قابل پیش‌بینی فیلم مجذوب شده است.

despite the hype, he remained unenthralled by the concert.

با وجود هیاهو، او احساس نکرد که با اجرای کنسرت مجذوب شده است.

the audience was unenthralled by the speaker's monotonous tone.

گوش‌شنوندگان تحت تأثیر لحن یکنواخت سخنران قرار نگرفتند.

her unenthralled expression showed she wasn't impressed.

حالت بی‌تفاوت او نشان داد که تحت تأثیر قرار نگرفته است.

he found himself unenthralled during the lengthy presentation.

او در طول ارائه طولانی احساس کرد که مجذوب نشده است.

many readers felt unenthralled by the author's writing style.

بسیاری از خوانندگان احساس کردند که با سبک نویسندگی نویسنده مجذوب نشده اند.

the unenthralled response from the crowd was evident.

واکنش بی‌تفاوت جمعیت آشکار بود.

she was unenthralled by the endless discussions at the meeting.

او با بحث‌های بی‌پایان در جلسه احساس مجذوبیت نکرد.

his unenthralled attitude made it clear he wanted to leave.

حالت بی‌تفاوت او نشان داد که می‌خواهد برود.

the book left me feeling unenthralled and wanting more.

کتاب باعث شد احساس کنم که مجذوب نشده ام و بیشتر می‌خواهم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید