unexceptionally

[ایالات متحده]/ʌnɪkˈsɛpʃənəli/
[بریتانیا]/ʌnɪkˈsɛpʃənəli/

ترجمه

adv. بدون استثنا; به صورت عادی یا معمولی

عبارات و ترکیب‌ها

unexceptionally good

بسیار خوب به طور غیرمعمول

unexceptionally average

متوسط ​​به طور غیرمعمول

unexceptionally clear

واضح به طور غیرمعمول

unexceptionally bright

درخشان به طور غیرمعمول

unexceptionally simple

ساده به طور غیرمعمول

unexceptionally fast

سریع به طور غیرمعمول

unexceptionally strong

قوی به طور غیرمعمول

unexceptionally quiet

ساکت به طور غیرمعمول

unexceptionally large

بزرگ به طور غیرمعمول

unexceptionally useful

مفید به طور غیرمعمول

جملات نمونه

she performed unexceptionally in the competition.

او به طور معمول در مسابقه ظاهر شد.

his grades were unexceptionally average.

نمرات او به طور معمول متوسط ​​بودند.

the meal was unexceptionally good, nothing special.

غذا به طور معمول خوب بود، چیز خاصی نبود.

they unexceptionally completed the project on time.

آنها پروژه را به موقع و به طور معمول تکمیل کردند.

her singing was unexceptionally pleasant.

آواز او به طور معمول دلپذیر بود.

the movie was unexceptionally entertaining.

فیلم به طور معمول سرگرم کننده بود.

he gave an unexceptionally detailed report.

او گزارشی با جزئیات معمول ارائه داد.

the service was unexceptionally satisfactory.

خدمات به طور معمول رضایت بخش بود.

her performance was unexceptionally good.

اجرای او به طور معمول خوب بود.

they had an unexceptionally fun time at the party.

آنها اوقات خوبی به طور معمول در مهمانی داشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید