ungraven

[ایالات متحده]/[ˈʌŋɡræv(ə)n]/
[بریتانیا]/[ˈʌŋɡræv(ə)n]/

ترجمه

v. برای حک کردن شکست خوردن؛ حک نشده رها کردن.
adj. حک نشده؛ ساده.

عبارات و ترکیب‌ها

ungraven stone

سنگ نا نوشته

an ungraven past

گذشته ای نا نوشته

left ungraven

نا نوشته رها شده

ungraven lines

خطوط نا نوشته

ungraven history

تاریخ نا نوشته

ungraven words

کلمات نا نوشته

still ungraven

هنوز نا نوشته

ungraven surface

سطح نا نوشته

ungraven memory

حافظه نا نوشته

become ungraven

نا نوشته شود

جملات نمونه

the ungraven paths led them deeper into the forest.

مسیرهاى نا نوشته آن‌ها را عمیق‌تر در جنگل برد.

he felt like an ungraven soul, adrift and without purpose.

او احساس می‌کرد مانند روحی نا نوشته، سرگردان و بدون هدف است.

the ungraven stone held a mysterious power.

سنگ نا نوشته قدرتی مرموز داشت.

her ungraven talent remained hidden for years.

استعداد نا نوشته او سال‌ها پنهان باقی ماند.

they sought an ungraven land, free from the constraints of society.

آن‌ها به دنبال یک سرزمین نا نوشته بودند، آزاد از محدودیت‌های جامعه.

the ungraven promise hung heavy in the air.

وعده نا نوشته در هوا سنگین آویزان بود.

he was an ungraven hero, rising to the occasion unexpectedly.

او یک قهرمان نا نوشته بود، که به طور غیرمنتظره ای به موقعیت پاسخ داد.

the ungraven future stretched before them, full of possibilities.

آینده نا نوشته در برابر آن‌ها گسترده بود، پر از امکانات.

she preferred the beauty of the ungraven landscape.

او زیبایی منظره نا نوشته را ترجیح می‌داد.

an ungraven opportunity presented itself to the young artist.

یک فرصت نا نوشته برای هنرمند جوان فراهم شد.

the ungraven manuscript revealed a forgotten history.

دست‌نویس نا نوشته تاریخ فراموش شده‌ای را آشکار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید