unmolded cake
کیک بدون قالب
unmolded jelly
ژله بدون قالب
unmolded soap
صابون بدون قالب
unmolded chocolate
شکلات بدون قالب
unmolded pastry
شیرینی بدون قالب
unmolded dessert
دسر بدون قالب
unmolded cheese
پنیر بدون قالب
unmolded pudding
پودینگ بدون قالب
unmolded ice
یخ بدون قالب
unmolded bread
نان بدون قالب
the cake was unmolded carefully to keep its shape.
کیک به آرامی و با دقت از قالب خارج شد تا شکل خود را حفظ کند.
after being unmolded, the jello wobbled on the plate.
پس از خارج شدن از قالب، ژله روی بشقاب میلرزید.
she watched as the sculpture was unmolded from the clay.
او تماشا کرد که مجسمه با دقت از خاک رس خارج شد.
the chocolate was unmolded and ready for decoration.
شکلات از قالب خارج شده و آماده تزئین بود.
once unmolded, the cheese took on a beautiful shape.
پس از خارج شدن از قالب، پنیر شکل زیبایی به خود گرفت.
they carefully unmolded the dessert to reveal its layers.
آنها دسر را با دقت از قالب خارج کردند تا لایههای آن نمایان شود.
the artist was excited to see her piece unmolded.
هنرمند از دیدن اثر هنری خود که از قالب خارج شده بود، هیجانزده بود.
after being unmolded, the soap had a smooth finish.
پس از خارج شدن از قالب، صابون سطح صافی داشت.
the pot was unmolded from the ceramic mold with care.
گلدان با دقت از قالب سرامیکی خارج شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید