unpins

[ایالات متحده]/ʌn'pɪn/
[بریتانیا]/ʌn'pɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. چیزی را از چیزی خارج کردن; یک قفل را کشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

unpin message

حذف پین

unpin item

حذف مورد

unpin note

حذف یادداشت

unpin tab

حذف تب

unpin file

حذف فایل

unpin post

حذف پست

unpin chat

حذف چت

unpin link

حذف لینک

unpin feature

حذف ویژگی

unpin board

حذف تخته

جملات نمونه

can you unpin the note from the board?

آیا می توانید یادداشت را از تخته جدا کنید؟

i need to unpin this message from my inbox.

من نیاز دارم این پیام را از صندوق ورودی خود جدا کنم.

she decided to unpin the image to make space for new ones.

او تصمیم گرفت تصویر را جدا کند تا فضایی برای تصاویر جدید ایجاد کند.

after reviewing, i will unpin the outdated articles.

پس از بررسی، مقالات قدیمی را جدا خواهم کرد.

to organize better, please unpin the old tasks.

برای سازماندهی بهتر، لطفاً وظایف قدیمی را جدا کنید.

he forgot to unpin the document before closing the app.

او فراموش کرد قبل از بستن برنامه، سند را جدا کند.

unpin the shortcut if you no longer need it.

اگر دیگر نیازی ندارید، میانبر را جدا کنید.

she will unpin the notification once she reads it.

وقتی آن را خواند، نوتیفیکیشن را جدا خواهد کرد.

can you help me unpin this tab in the browser?

آیا می توانید به من کمک کنید این تب را در مرورگر جدا کنم؟

it's easy to unpin items from the favorites list.

جدا کردن اقلام از لیست مورد علاقه آسان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید