unposted

[ایالات متحده]/ʌnˈpəʊstɪd/
[بریتانیا]/ʌnˈpoʊstɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون اطلاع یا علامت نصب شده; بدون برچسب ها یا علائم چسبیده

عبارات و ترکیب‌ها

unposted message

پیام‌های منتشر نشده

unposted content

محتوای منتشر نشده

unposted updates

به‌روزرسانی‌های منتشر نشده

unposted items

موارد منتشر نشده

unposted notes

یادداشت‌های منتشر نشده

unposted articles

مقالات منتشر نشده

unposted documents

اسناد منتشر نشده

unposted feedback

بازخورد منتشر نشده

unposted announcements

اعلامیه‌های منتشر نشده

unposted reports

گزارش‌های منتشر نشده

جملات نمونه

the letter remained unposted for days.

نامه برای روزها ارسال نشده باقی ماند.

she found an unposted postcard in her drawer.

او یک کارت پستال ارسال نشده در کشوی خود پیدا کرد.

his unposted thoughts were kept in a journal.

افکار ارسال نشده او در یک دفترچه یادداشت ثبت شده بود.

they discussed the unposted rules of the game.

آنها قوانین بازی که ارسال نشده بودند را مورد بحث قرار دادند.

the unposted article sparked a lot of interest.

مقاله ارسال نشده توجه زیادی را برانگیخت.

she had an unposted message waiting on her phone.

او یک پیام ارسال نشده در انتظار تلفن همراهش داشت.

we discovered an unposted blog entry from last year.

ما یک پست وبلاگ ارسال نشده از سال گذشته کشف کردیم.

his unposted letters revealed his true feelings.

نامه های ارسال نشده او احساسات واقعی او را نشان داد.

the unposted updates confused the team.

به روز رسانی های ارسال نشده تیم را گیج کرد.

she decided to keep her unposted ideas private.

او تصمیم گرفت ایده های ارسال نشده خود را خصوصی نگه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید