unprojected

[ایالات متحده]/ʌnprəʊˈdʒɛktɪd/
[بریتانیا]/ʌnprəˈdʒɛktɪd/

ترجمه

adj. برنامه‌ریزی نشده یا پیش‌بینی نشده

عبارات و ترکیب‌ها

unprojected data

داده‌های پیش‌بینی‌نشده

unprojected costs

هزینه‌های پیش‌بینی‌نشده

unprojected outcomes

نتایج پیش‌بینی‌نشده

unprojected revenue

درآمد پیش‌بینی‌نشده

unprojected expenses

هزینه‌های پیش‌بینی‌نشده

unprojected figures

اعداد پیش‌بینی‌نشده

unprojected trends

روندهای پیش‌بینی‌نشده

unprojected risks

ریسک‌های پیش‌بینی‌نشده

unprojected scenarios

سناریوهای پیش‌بینی‌نشده

unprojected analysis

تجزیه‌وتحلیل پیش‌بینی‌نشده

جملات نمونه

the unprojected data may lead to inaccurate conclusions.

داده‌های غیرمنتظره ممکن است منجر به نتیجه‌گیری‌های نادرست شود.

we need to analyze the unprojected figures carefully.

ما باید اعداد غیرمنتظره را با دقت تجزیه و تحلیل کنیم.

unprojected expenses can affect our budget planning.

هزینه‌های غیرمنتظره می‌تواند بر برنامه‌ریزی بودجه ما تأثیر بگذارد.

the team discussed the implications of unprojected outcomes.

تیم پیامدهای نتایج غیرمنتظره را مورد بحث قرار داد.

unprojected growth can surprise investors.

رشد غیرمنتظره می‌تواند سرمایه‌گذاران را غافلگیر کند.

it is essential to consider unprojected risks in our strategy.

در نظر گرفتن خطرات غیرمنتظره در استراتژی ما ضروری است.

the report highlighted several unprojected challenges.

گزارش چالش‌های غیرمنتظره را برجسته کرد.

we must prepare for unprojected scenarios in our plan.

ما باید برای سناریوهای غیرمنتظره در برنامه خود آماده شویم.

unprojected changes in the market can impact sales.

تغییرات غیرمنتظره در بازار می‌تواند بر فروش تأثیر بگذارد.

the analysis revealed unprojected variables affecting the results.

تجزیه و تحلیل متغیرهای غیرمنتظره‌ای را نشان داد که بر نتایج تأثیر می‌گذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید