unquestioning

[ایالات متحده]/ʌnˈkwestʃənɪŋ/
[بریتانیا]/ʌnˈkwestʃənɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون ابراز یا پناه دادن به هیچ شکی، غیرقابل سؤال، بدون تردید

عبارات و ترکیب‌ها

unquestioning belief

باور کورکورانه

unquestioning loyalty

وفاداری کورکورانه

unquestioning obedience

اطاعت کورکورانه

unquestioning acceptance

پذیرش کورکورانه

جملات نمونه

unquestioning obedience to the Prime Minister.

اطاعت بدون سوال از نخست وزیر.

an unquestioning acceptance of the traditional curriculum.

پذیرش بدون سوال برنامه درسی سنتی.

He acts in unquestioning obedience to the orders of his superior.

او با اطاعت کامل از دستورهای مافوق خود عمل می‌کند.

loyalty to one's party need not imply unquestioning conformity.

وفاداری به حزب مورد نظر لزوماً به معنای پیروی بدون سوال نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید