unreacted

[ایالات متحده]/ʌnˈriːæktɪd/
[بریتانیا]/ʌnˈriːæktɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj.未反応の

عبارات و ترکیب‌ها

unreacted material

مواد واکنش‌نیافته

unreacted species

گونه‌های واکنش‌نیافته

unreacted reactants

واکنش‌دهنده‌های واکنش‌نیافته

unreacted components

اجزای واکنش‌نیافته

unreacted substrate

زیرلایه واکنش‌نیافته

unreacted phase

فاز واکنش‌نیافته

unreacted fraction

کسر واکنش‌نیافته

unreacted solvent

حلال واکنش‌نیافته

unreacted catalyst

کاتالیزور واکنش‌نیافته

unreacted gas

گاز واکنش‌نیافته

جملات نمونه

the unreacted chemicals were carefully disposed of.

مواد شیمیایی واکنش نداده به دقت دور ریخته شدند.

we need to analyze the unreacted materials in the experiment.

ما نیاز داریم مواد واکنش نداده را در آزمایش تجزیه و تحلیل کنیم.

the unreacted portion of the mixture was filtered out.

بخش واکنش نداده از مخلوط فیلتر شد.

unreacted substances can affect the final product quality.

مواد واکنش نداده می توانند بر کیفیت محصول نهایی تأثیر بگذارند.

after the reaction, we found some unreacted reactants.

پس از واکنش، مقداری واکنش دهنده واکنش نداده پیدا کردیم.

the lab technician noted the amount of unreacted catalyst.

تکنسین آزمایشگاه مقدار کاتالیزور واکنش نداده را یادداشت کرد.

we must remove the unreacted components before proceeding.

ما باید قبل از ادامه دادن اجزای واکنش نداده را حذف کنیم.

the report highlighted the presence of unreacted intermediates.

گزارش وجود واسطه های واکنش نداده را برجسته کرد.

unreacted monomers can lead to undesirable effects in polymers.

مونومرهای واکنش نداده می توانند منجر به اثرات نامطلوب در پلیمرها شوند.

we need to quantify the unreacted material for our analysis.

ما باید مقدار ماده واکنش نداده را برای تجزیه و تحلیل خود تعیین کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید