unrealizably

[ایالات متحده]/ˌʌnˈrɪəlɪzəbli/
[بریتانیا]/ˌʌnˈriːəlɪzəbli/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که نمی‌تواند به واقعیت پیوسته، به دست آورده شود یا به انجام رسید.

جملات نمونه

the requirements were unrealizably demanding for the new team.

نیازمندی‌ها به‌طور غیرممکنی برای تیم جدید سخت بود.

the cost of the project became unrealizably expensive.

هزینه پروژه به‌طور غیرممکنی گران شد.

her expectations were unrealizably high.

اراکین‌های او به‌طور غیرممکنی بالا بود.

the deadline was unrealizably short.

مهلت به‌طور غیرممکنی کوتاه بود.

the standards set were unrealizably strict.

استانداردهای تعیین شده به‌طور غیرممکنی سختگیرانه بودند.

the conditions became unrealizably harsh.

شرایط به‌طور غیرممکنی سخت شدند.

his ambition was unrealizably grand.

طمع او به‌طور غیرممکنی بزرگ بود.

the vision seemed unrealizably ambitious.

دیدگاه به‌طور غیرممکنی طمع‌انگیز به نظر می‌رسید.

the task proved unrealizably difficult.

وظیفه به‌طور غیرممکنی دشوار ثابت شد.

the distance was unrealizably far.

فاصله به‌طور غیرممکنی دور بود.

the beauty of the scene was unrealizably stunning.

زیبایی صحنه به‌طور غیرممکنی شگفت‌انگیز بود.

the noise level was unrealizably loud.

سطح سر و صدای به‌طور غیرممکنی بلند بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید