unsaddling

[ایالات متحده]/ʌnˈsæd.lɪŋ/
[بریتانیا]/ʌnˈsæd.lɪŋ/

ترجمه

v. عمل برداشتن زین از اسب؛ باعث افتادن از اسب شدن

عبارات و ترکیب‌ها

unsaddling the horse

باز کردن زین اسب

unsaddling after ride

باز کردن زین بعد از سواری

unsaddling process

فرآیند باز کردن زین

unsaddling quickly

باز کردن زین به سرعت

unsaddling technique

تکنیک باز کردن زین

unsaddling routine

برنامه باز کردن زین

unsaddling properly

باز کردن زین به درستی

unsaddling safely

باز کردن زین با ایمنی

unsaddling method

روش باز کردن زین

unsaddling at stable

باز کردن زین در اصطبل

جملات نمونه

the process of unsaddling a horse can be quite simple.

فرآیند باز کردن زین اسب می‌تواند بسیار ساده باشد.

after riding, unsaddling is the first step in caring for your horse.

پس از سوارکاری، باز کردن زین اولین قدم در مراقبت از اسب شماست.

unsaddling should be done gently to avoid startling the horse.

باز کردن زین باید به آرامی انجام شود تا اسب نترسد.

he was unsaddling the horse when it suddenly kicked.

وقتی اسب ناگهان لگد زد، او داشت زین آن را باز می‌کرد.

it's important to check the horse's skin while unsaddling.

هنگام باز کردن زین، بررسی پوست اسب مهم است.

she quickly finished unsaddling so she could feed the horse.

او به سرعت زین اسب را باز کرد تا بتواند به آن غذا بدهد.

unsaddling can be a bonding moment between the rider and the horse.

باز کردن زین می‌تواند یک لحظه صمیمیت بین سوارکار و اسب باشد.

he learned the correct technique for unsaddling during his lessons.

او تکنیک صحیح باز کردن زین را در طول کلاس‌های خود یاد گرفت.

unsaddling is often followed by grooming the horse.

معمولاً پس از باز کردن زین، اسب را برس می‌کنند.

she enjoyed the routine of unsaddling after a long ride.

او از روال باز کردن زین پس از یک سواری طولانی لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید