unteach

[ایالات متحده]/ʌnˈtiːtʃ/
[بریتانیا]/ʌnˈtiːtʃ/

ترجمه

vt. باعث شدن که کسی چیزی را که قبلاً یاد گرفته فراموش کند؛ اثبات نادرستی چیزی
Word Forms
شکل سوم شخص مفردunteaches
صفت یا فعل حال استمراریunteaching
زمان گذشتهuntaught
قسمت سوم فعلuntaught

عبارات و ترکیب‌ها

unteach a lesson

بازآموزی یک درس

unteach bad habits

از بین بردن عادت‌های بد

unteach old methods

بازآموزی روش‌های قدیمی

unteach incorrect practices

بازآموزی روش‌های نادرست

unteach learned behavior

بازآموزی رفتار آموخته شده

unteach negative thinking

بازآموزی تفکر منفی

unteach poor skills

بازآموزی مهارت‌های ضعیف

unteach misconceptions

بازآموزی تصورات نادرست

unteach limiting beliefs

بازآموزی باورهای محدودکننده

unteach false information

بازآموزی اطلاعات نادرست

جملات نمونه

teachers sometimes need to unteach bad habits.

معلمان گاهی اوقات نیاز دارند عادت‌های بد را از بین ببرند.

it's difficult to unteach misconceptions.

رفع تصورات غلط دشوار است.

parents should be careful not to unteach good manners.

والدین باید مراقب باشند که آداب معاشرت خوب را از بین نبرند.

we must unteach outdated beliefs in our society.

ما باید باورهای قدیمی را در جامعه خود از بین ببریم.

unteach the fear of failure to encourage creativity.

ترس از شکست را از بین ببرید تا خلاقیت را تشویق کنید.

it can be hard to unteach a learned behavior.

ممکن است از بین بردن یک رفتار آموخته شده دشوار باشد.

schools need to unteach harmful stereotypes.

مدارس باید کلیشه های مضر را از بین ببرند.

unteach the idea that mistakes are bad.

ایده اینکه اشتباهات بد هستند را از بین ببرید.

to improve, we must unteach limiting beliefs.

برای بهبود، باید باورهای محدود کننده را از بین ببریم.

unteach the notion that success comes without effort.

ایده اینکه موفقیت بدون تلاش حاصل می شود را از بین ببرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید