untextured

[ایالات متحده]/ʌnˈtɛkstʃəd/
[بریتانیا]/ʌnˈtɛkstʃərd/

ترجمه

adj. بدون بافت؛ صاف

عبارات و ترکیب‌ها

untextured surface

سطح بدون بافت

untextured material

مواد بدون بافت

untextured design

طراحی بدون بافت

untextured finish

پوشش بدون بافت

untextured layer

لایه بدون بافت

untextured object

شی بدون بافت

untextured background

پس‌زمینه بدون بافت

untextured appearance

ظاهر بدون بافت

untextured element

عنصر بدون بافت

untextured artwork

هنر بدون بافت

جملات نمونه

the wall was left untextured for a minimalist look.

دیوار بدون بافت رها شده بود تا ظاهری مینیمال ایجاد شود.

she prefers untextured fabrics for her clothing line.

او پارچه‌های بدون بافت را برای خط تولید لباس خود ترجیح می‌دهد.

the artist decided to use untextured canvas for the painting.

هنرمند تصمیم گرفت از بوم بدون بافت برای نقاشی استفاده کند.

untextured surfaces can sometimes feel cold and uninviting.

سطوح بدون بافت گاهی اوقات می‌توانند سرد و غیردعوت‌کننده به نظر برسند.

he chose an untextured design for the modern office.

او یک طرح بدون بافت را برای دفتر مدرن انتخاب کرد.

the untextured look of the sculpture emphasizes its form.

ظاهر بدون بافت مجسمه بر فرم آن تأکید می‌کند.

untextured wallpaper can create a sleek and contemporary atmosphere.

کاغذ دیواری بدون بافت می‌تواند فضایی مدرن و شیک ایجاد کند.

many designers favor untextured materials for their simplicity.

بسیاری از طراحان مواد بدون بافت را به دلیل سادگی‌شان ترجیح می‌دهند.

an untextured surface is easier to clean and maintain.

تمیز کردن و نگهداری از یک سطح بدون بافت آسان‌تر است.

the untextured finish of the furniture adds to its elegance.

پوشش بدون بافت مبلمان به ظرافت آن می‌افزاید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید